شعر
|
ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نروید باعتدال محمد قدر فلك را كمال و منزلتى نیست در نظر قدر با كمال محمد وعده دیدار هر كسى بقیامت لیلة الاسرا شب وصال محمد آدم ونوح و خلیل و موسى عیسى آمده مجموع در ظلال محمد عرصه دنیا مجال همت او نیست روز قیامت مگر مجال محمد شمس و قمر در زمین حشر نتابند نور نتابد مگر جمال محمد وان همه پیرایه بست جنت فردوس بو، كه قبولش كند بلال محمد شاید اگر آفتاب و ماه نتابد پیش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب دید جمالش خواب نمى گیرد از خیال محمد «سعدى» اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد |
+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن ۱۳۸۹ ساعت 0:29 توسط نوری اهری رواسجان
|