علی علیه السلام

حضرت علی جمع اورنده قران

ابن ابی الحدید معتزلی می گوید

همه اتفاق دارند كه حضرت علی علیه السلام در زمان رسول خدا قران را حفظ می كرد و كسی غیر از او حافظ قران نبود سپس او اولین كسی است كه اقدام به جمع اوری قران نمود همه نقل كرده بر اینكه علی علیه السلام اولین فردی است كه به جمع اوری و ضبط قران اقدام فرموده

و هر گاه به كتب قرائت ها مراجعه نمایی قراءمعروف مانند عمروبن العلا عاصم ابن ابی النجود و دیگران به ان حضرت بازگشت می نمایند زیرا این افراد به ابی عبدالرحمان سلمی قاری مراجعه كرده و ابی عبدالرحمان خود از شاگردان علی علیه السلام بوده واز او قران را فراگرفته است پس این فن هم مانند فنون دیگر به ان حضرت منتهی می گردد

تجلی فضیلت 1/38



از غدير تا عاشورا

با سلام

قال رسول الله  ص

الحق مع العلی و علی مع الحق

 حق با علی است و علی با حق



 

 

 
 
 

با سلام

پیامبر اسلام ص در اخرین  شفارشات خود به امت اسلام  چنین بیان می كنند كه

من  در میان شما دو چیزگرانبها می گذرام 

 حدیث ثقلین  قال رسول الله ص

همانا من در میان شما  دو چیز گرانبها به جای  میگذارم تا  زمانی كه به این دو چنگ بزنید هرگز بعد از من  گمراه  نخواهید شد 

كتاب الله و عترتی

 كتاب خدا و عترت و اهل بیت  پیامبر  و این دو هرگز از  هم  جدا  نخواهند  شد تا برسرحوض  كوض

 بر من وارد  شوند  پس بنگرید  با  این  دو چه خواهید  كرد

حدیث  ثقلین حدیثی  است صحیح و متواتر   و بیش از  34 تن  از صحابه  نقل كرده اند

و مورد  اتفاق  عامه و خاصه

طبق بیان حضرت قران و عترت تا روز قیامت  هرگز  از  هم جدا  نمیشوند

انسان اندیشمند و بی طرف در خصوص بر خورد  بعضی  صحابه و امت  اسلام با اهل بیت پیامبر  اگر  تحقیق كند  نتیچه  به كجا می انجامد

 چرا  دختر وحی بنت رسول الله  فاطمه   زهرا  را بین در و دیوار گذاشتن تا  محسنش سقط شود

 به چه علت فدك  فاطمه را غصب كردند  در حالی كه  فدك هدیه پیامبر به زهرا بود  غیر از این است  كه می خواستن

اهل بیت پیامبر را در  مضیقه مالی قرار دهند 

  چه زود  این فرمایش پیامبر را   فرمواش  كردند كه بود  پیامبر  فرموده بود

 رضایت  فاطمه   رضایت من است و رضایت من رضایت خداست

هر كس فاطمه را اذیت كند مرا اذیت كرده  و هر مرا اذیت كند  خدا از او راضی نیست  و غضب خدا را به همرا دارد

غضب فاطمه  غضب خداست

 پس ایا  كسانی كه دختر وحی  فاطمه را اذیت كردند  و بین در و دیوار گذاشتن و به همین علت از دنیا رحلت  نمود و قابل توچه

كسانی كه همچنان از بعضی در این خصوص دفاع می كنند كه نه قضیه چنین نبوده پس چرا  دختر وحی فاطمه در وصیتش

به پسر عمویش اقا حضرت علی ع می فرمایند  علی جان مرا شبانه دفن كن  چرا ؟

ایا از وصیت زهرا  س چنین به دست نمیاد اید كه دختر پیامبر از امت اسلام و عمل بعضی صحابه  و غاصبان منصب خلافت

راضی نبوده؟

پس چرا زهرای كه پیامبر ما این همه اوصاف و احترام برایش قایل بوده و غضب فاطمه  را

غضب خدا دانسته  چرا قبرش معلوم نیست  ایا پیامبر خدا این جوری  اهل بیتش را سفارش  كرده بود؟

 در نتیجه بعضی صحابه بعد ار رحلت  پیامبر  به خاطر دنیا طلبی  و قدرت طلبی  بصیرت خود را از دست دادند

و در نتیجه اخرت خود را هم از دست داده باعث  گمراهی عد ه ای  از مسلمانان شد ند

از غدير تا عاشورا

بحث در اینجا  در خصوص بعد غدیر تا عاشوراست بر امت اسلام چه شد كه نوه پیامبر را در دشت كربلا كشتن ؟ این همه صحابه كه ازشون تعریف می كنیم  بعد از غدیر چه كار كردن ؟ كجا بودن  چرا در كفن و دفن پیامبرشون حاضر نبودن به كجا رفته بودن     كه دل پیامبر را شكستن  و به خاطر دنیا طلبی  و حكومت كردن  جریان غدیر را به فراموشی سپردن  تا اهل بیت پیامبر  به انزوا كشیده شوند

ایا پیامبر  نه كفته بود  حسن و حسین  سرور جوانان اهل بهشتن ؟

 جناب هیوا ایا كفتار پیامبر را  به عنوان هدیث یا روایات  قبول دارید ؟ زیارت عاشوای امام حسین  از احادیث قدوسی  پیامبر هست  پس عزداری حسین  از سنت پیامبر هست چون خود پیامبر و دختش فاطمه زهرا و علی ع بر حسین گریه كردن

 چرا بعضی ها یك بام و دو هوا می كنند ؟بعضی از  فرمایشات پیامبر  كه  به سودشون باشه قبول می كنند  و بعضی كه به زیانشون باشه قبول نمی كنن

صحابه رسول خدا بعد از ایشان  چه كار كردن ؟ كه اهل بیت پیامبر  با وجود سفارشات خود نبی اسلام كه من دو چیز كرانبها در میان شما به امانت می گذارم  یكی قران و دیكری اهل بیتم   

ایا به سفارش پیامبر  صحابه عمل كردن ؟ اگر عمل كردن   چرا واقعه عاشورا پیش امد

ایا تاریخ اسلام را خوندی كه پیامبر اسلام با  اهل بیتش به مباهله با قوم نجرا ن رفت  و ایه  ای در خصوص اهل بیت پیامبر نازل شد ایا  فضیلت اهل بیت را  پیامبر با این كار ش  نمی خواست  بفهماند ؟چرا با دیگران نرفت

  در خصوص فضیلت اهل بیت  پیشنهاد می كنم  بروید بحث 7 و 8و 11 حقیر را مطالعه   كنید  در بحث فضیلت علی ع  كه اكثرا از منابع اهل سنت تهیه شده است

 

از غدير تا عاشورا

با سلام 
  امیر المؤمنین بر در خانه‏اش پیری دید دانست شیطانست با او كشتى گرفت و او را بخاك انداخت گفت: اى على از رویم بلند شو تا مژده‏ات دهم، برخاست از او فرمود: اى ملعون بچه مژده‏ام دهى گفت:
در روز قیامت حسن در سمت راست عرش است و حسین در سمت چپ عرش و به شیعیان خود گذرنامه از دوزخ دهند، و برخاست و بآن حضرت گفت بار دیگر با تو كشتى گیرم فرمود: آرى و امیر المؤمنین او را بخاك افكند.
گفت از رویم برخیز تا بتو مژده دهم برخاست و او گفت: چون خدا آدم را آفرید نژادش را از پشتش بمانند ذرّ بر آورد و از آنها پیمان گرفت، فرمود: من پروردگار شما نیستم؟ گفتند چرا و آنها را گواه خودشان ساخت و پیمان گرفت براى محمّد و پیمان ولایت تو را هم گرفت، تو چهره‏اى شناخته‏شده‏اى و روحت دانسته شده، كسى نگوید: تو را دوست دارم جز منش شناختم و كسى نگفت تو را دشمنم جز اینكه منش شناختم.
گفت: برخیز بار سوم با من كشتى بگیر و با او كشتى گرفت و او را بخاك افكند، گفت اى على مرا دشمن مدار و از رویم برخیز تا بتو مژده‏اى دهم فرمود:
آرى ولى از تو بیزارم و تو را لعن كنم، گفت بخدا اى پسر ابى طالب هیچ كس دشمن تو نباشد جز اینكه در رحم مادرش و در فرزندش شریكم، باو گفت: مگر قرآن نخواندى «وَ شارِكْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ» 64- الاسراء.    « آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج‏7، ص: 160 »

از غدير تا عاشورا

سلام

 چرا بعد از بر كشتن از حجه البلاغ اخرین حج پیامبر  حجی كه پیامبر امامت و جانشینی   امام علی را اعلام فرمودند   در اخرین روزهای عمر  شریف پیامبر  عد ه ای  از صحابه  پیامبر از دستور پیامبر  سر پیچی كردند  و به سپاه اسامه  نرفتن  ؟ سپاهی كه به دستور پیامبر  اماده میشد تا  به مناطقی از مرزهای از روم ان زمان برود  جرا بعضی از صحابه  مخصوصا افراد سر   شناس دستور پیامبر را ملغی كرده  به مدینه می امدنن  منظور این عده از صحابه  چی بوده ؟اینها چه جور مسلمان بوده كه از پیامبر اطاعت نمی كردنن؟چرا وقتی پیامبر از دنیا رحلت نمودنن  بعضی از صحابه در كفن و دفن   و به خاك سپاری پیامبر ص حاضر  نشدنن ؟چرا اخه؟ چرا ؟اینها كجا رفته بودنن ؟ دنبال چی بودن؟می خواستن چی كار كنن كه در  رحلت  پیامبر حاضر نبودنن به عمد ؟به نظر می رسه تیری كه حرمه  به كلوی علی اصغر  ع  ان طفل شش ماهه شلیك   كرد  ریشه اش در سقیفه نبود چرا بعضی از صحابه  با اهل بیت پیامبر مبارزه می كردنن علتش  چی بود  مگر پیامبر  امت اسلام را به مهربانی با اهل بیتش نه فرموده بودنن؟ بس چرا  بعضی صحابه  بر  خلاف   فرمایش پیامبر عمل می كردنن ؟ منظور این عده چی بود ایا غیر از  دنیا طلبی و قدرت طلبی  دنبال  چیز دیگری بودن  كه اهل بیت پیامبر   سد راه خود  دیده می خواسن از بین راه بردارن و به هدفشون برسن  كه همون دنیا طلبی و حكومت كردن باشه

علي ع

برتری علی(ع) از پیامبران قبل از رسول(ص)

 

 

صمصعه بن صوحان از رجال بزرگ شیعه، سوالاتی از حضرت علی(ع) می‌پرسد.

 

صمصعه عرض کرد: مرا خبر دهید شما افضل هستید یا آدم؟

 

حضرت علی(ع) فرمود:

قبیح است که مرد خود را مدح و تعریف نماید، ولی از باب اینکه نعمت‌های خدادادی خود را نقل کنم، می‌گویم: من از آدم برترم.

 

عرض کرد: به چه دلیل؟

 

حضرت فرمود:

برای آدم(ع) همه قسم وسایل آرامش و راحتی فراهم بود و فقط از گندم منع شد، ولی او تبعیت نکرد و از آن خورد و از بهشت و جوار رحمت خارج شد.
اما خداوند مرا از خوردن گندم منع نفرمود، ولی من به میل خودم چون دنیا را قابل توجه نمی‌دانستم از آن نخوردم.

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا نوح؟

 

فرمود: من از نوح(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا شما افضل هستید؟

 

فرمود:

نوح(ع) قوم خود را به سوی خدا دعوت کرد ولی آنها تبعیت نکردند، بعلاوه اذیت و آزار بسیار به آن بزرگوار نمودند تا آنکه ایشان قوم خود را نفرین کرد.
اما من بعد از پیامبر(ص) با آن همه صدمات و اذیت‌های فراوانی که از این مردم کشیدم، آنها را نفرین نکردم و صبر کردم.

(چنان که در خطبه شقشقیه امام فرمود: صبر کردم در حالی که در چشم من خاشاک و در گلوی من استخوان بود.)

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا ابراهیم؟

 

فرمود: من از ابراهیم(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا...؟

 

فرمود:

ابراهیم(ع) عرض کرد پروردگارا به من بنما که چگونه مردگان را زنده می‌کنی، خداوند فرمود آیا باور نداری، عرض کرد آری باور دارم لیکن می‌خواهم به مشاهده آن دلم آرام گیرد.
اما ایمان من به جایی رسید که به یقین رسیدم و گفتم که اگر پرده‌ها کنار رود و حقیقت آشکار شود یقین من زیاد نخواهد شد.

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا موسی؟

 

فرمود: من از موسی(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا...؟

 

فرمود:

وقتی خداوند او را مأمور کرد که به دعوت فرعون برود، عرض کرد پروردگارا من از آنها یک نفر راکشته‌ام و می‌ترسم که به خونخواهی و کینه دیرینه مرا به قتل برسانند با این حال اگر از رسالت ناگریزم برادرم هارون را نیز که ناطقه‌اش از من فصیح‌تر است با من یار و شریک در کار رسالت فرما تا مرا تصدیق کند که می‌ترسم که فرعونیان مرا سخت تکذیب کنند.
اما من وقتی پیامبر(ص) از جانب خدا مأمورم کردند که بروم بالای خانه خدا آیات اول سوره برائت را برای کفار قریش بخوانم با آنکه کمتر کسی بود که برادر یا پدر یا یکی از خویشان خود را در جنگ از دست نداده باشد، ولی خوف نکردم و اطاعت امر نموده و مأموریت خود را انجام دادم.

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا عیسی؟

 

فرمود: من از عیسی(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا...؟

 

فرمود:

پس از آنکه مریم(س) بواسطه دمیدن جبرئیل در گریبان او به قدرت خدا حامله شد، همین که موقع وضع حمل رسید، وحی شد به مریم(س) که از این خانه مقدس بیرون شو، زیرا که این خانه محل عبادت است، نه زایشگاه و محل ولادت، لذا مریم بیرون شد و در میان صحرا پای نخل خشکیده عیسی(ع) به دنیا آمد.
اما وقتی مادرم فاطمه بنت اسد را درد زایمان گرفت در حالی‌که وسط مسجد الحرام بود متوسل شد و عرض کرد خدایا به حق این خانه و به حق کسی که این خانه را بنا کرده درد زایمان را بر من آسان کن، همان لحظه دیوار کعبه شکافته شد و مادرم فاطمه(س) با ندای غیبی دعوت به داخل خانه شد، مادرم وارد خانه کعبه شد و من به دنیا آمدم.

 

 

[منبع: کتاب شب‌های پیشاور]

 

اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

علي ع

علی نقطه باء بسم الله سوره حمد است

فرمودند : همه قرآن در سوره حمد جمع می شودو همه سوره حمد در بسم الله آن وهمه بسم الله آن در باء آن و من نقطه باء آن هستم.

سفارش پیامبر(ص) به حب علی(ع)

 

قال رسول الله(ص):

«یا ایها الناس اوصیکم بحب ذی قرباها أخی و بن عمی علی بن ابیطالب، فإنه لا یحبه الا مؤمن، و لا یبغضه الا منافق

«ای مردم شما را به دوستی اقرباء خودم برادر و پسرعمویم علی بن ابیطالب(ع) وصیت می‌کنم که او را تنها مومن دوست می‌دارد، و دشمن او بجز منافق نخواهد بود

 

قال رسول الله(ص):

«یا علی طوبی لمن أحبک و صدق بک، وویل لمن أبغضک و کذب بک

«ای علی(ع) خوشا بحال آن کس که تو را دوست دارد و تصدیقت کند، و وای بر کسی که تو را دشمن دارد و تکذیبت کند

 

عن عمار(رض) ان النبی(ص) قال:

«اوصی من امن بی و صدقنی من جمیع الناس بولایة علی بن ابیطالب، و قال: من تولاه فقد تولانی و من تولانی فقد تولی الله و من أبغضه فقد أبغضنی و من أبغضنی فقد أبغض الله عزوجل

از عمار(رض) روایت شده که پیامبر(ص) فرمود:

«به کسانی که به من ایمان آورده و تصدیقم کرده‌اید به ولایت علی بن ابیطالب(ع) سفارش می‌کنم، و فرمود: هر که او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس مرا دوست دارد خدا را دوستدار است، و هر که با او دشمنی کند با من دشمنی کرده و هر که با من دشمنی کند دشمن خداوند عزوجل است

 

قال رسول الله(ص):

«من احب ان یحیی حیاتی، و یموت مماتی، فلیتول علی بن ابیطالب من بعدی

«هرکس دوست دارد مانند من زندگی کند، و مانند من بمیرد، بعد از من علی بن ابیطالب(ع) را دوست بدارد

 

 

با سلام
 انس بن مالك گفت: رسول خدا (ص) به ابو بكر و عمر فرمود: به سوى على بروید تا آنچه در این شب براى او روى داده بشما بگوید، و من هم پشت سر شما مى‏آیم، انس مى‏گوید: آن دو رفتند، و من هم با آنان رفتم، ابو بكر و عمر اذن خواستند، و على بسوى آنها آمده و گفت: اى ابو بكر چیزى رخ داده است؟ گفت: نه جز خیر چیزى حادث نشده است، است، پیامبر (ص) بمن و عمر فرمود: بسوى على بروید آنچه را كه در شبش روى داده بشما بگوید.
 پیامبر (ص) آمد و فرمود: اى على آنچه در شبت براى تو رخ داده براى اینها بیان كن، گفت: اى رسول خدا شرم دارم، فرمود: بر ایشان بگو زیرا خدا از بیان حق خجالت نمى‏كشد، پس على گفت: آن شب براى غسل كردن دنبال آب بودم، صبح شد، ترسیدم كه نمازم فوت شود، حسن را بسوئى دنبال آب فرستاده و حسین را بسوى دیگر، دیر كردند و این كار مرا اندوهگین ساخت، ناگاه دیدم سقف شكافته شد و سطلى از آن شكاف به پائین آمد كه با دستمالى پوشید بود، هنگامى كه در پیش من بزمین گذاشته شد دستمال را از رویش برداشتم آن وقت دیدم در او آب هست، براى نماز غسل كرده و نماز خواندم، سپس سطل و دستمال از همان شكاف بسوى آسمان كشیده شد، و سقف بهم پیوست، پیامبر (ص) بعلى فرمود: اما سطل از بهشت، و آب از نهر كوثر، و دستمال از دیباى بهشت بود، اى على كى همانند تو است در آن شب كه جبرئیل خادمش باشد.  « مناقب الإمام علی علیه السلام-ترجمه مرعشى نجفى، ص: 113و 114 »

شعر

گفت پيغامبر علي را کاي علي

شير حقي پهلوان پردلي

ليک بر شيري مکن هم اعتماد

اندر آ در سايه‌ي نخل اميد

اندر آ در سايه‌ي آن عاقلي

کش نداند برد از ره ناقلي

ظل او اندر زمين چون کوه قاف

روح او سيمرغ بس عالي‌طواف

گر بگويم تا قيامت نعت او

هيچ آن را مقطع و غايت مجو

در بشر روپوش کردست آفتاب

فهم کن والله اعلم بالصواب

يا علي از جمله‌ي طاعات راه

بر گزين تو سايه‌ي خاص اله

هر کسي در طاعتي بگريختند

خويشتن را مخلصي انگيختند

تو برو در سايه‌ي عاقل گريز

تا رهي زان دشمن پنهان‌ستيز

از همه طاعات اينت بهترست

سبق يابي بر هر آن سابق که هست

چون گرفتت پير هين تسليم شو

همچو موسي زير حکم خضر رو

صبر کن بر کار خضري بي نفاق

تا نگويد خضر رو هذا فراق

گرچه کشتي بشکند تو دم مزن


گرچه طفلي را کشد تو مو مکن

دست او را حق چو دست خويش خواند

تا يد الله فوق ايديهم براند

دست حق ميراندش زنده‌ش کند

زنده چه بود جان پاينده‌ش کند

هرکه تنها نادرا اين ره بريد

هم به عون همت پيران رسيد

دست پير از غايبان کوتاه نيست

دست او جز قبضه الله نيست

غايبان را چون چنين خلعت دهند

حاضران از غايبان لا شک به‌اند

غايبان را چون نواله مي‌دهند

پيش مهمان تا چه نعمتها نهند

کو کسي کو پيش شه بندد کمر

تا کسي کو هست بيرون سوي در

چون گزيدي پير نازک‌دل مباش

سست و ريزيده چو آب و گل مباش

ور بهر زخمي تو پر کينه شوي

پس کجا بي‌صيقل آيينه شوي

 

مولوي

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان

 
 
 

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان

- می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم!‌ اما چگونه؟!... من یك جوان هستم! یك جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یك جوان با شور و نشاط خاص این دوران كه به خنده و تفریح، به شور و احساسات نیاز دارد و به الگویی كه مرا به شور آورد!

- با تمام این حرفها، باز هم بهترین الگو برای تو و برای همه،‌مولای متقیان است: و بخصوص جوانی شان!

- جوانی حضرت علی (ع) ؟!

الگو گرفتن یك الگو

- بله ! خود امیرالمؤمنین هم در جوانی شان، الگو داشته اند. الگویشان هم پیامبر بوده است. علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می كرده اند و در همه امور زندگی شان، حتی جزیی ترین مسائل هم به پیامبر اقتدا می نمودند. یعنی خود ایشان هم از یك انسان كامل و والای دیگر، الگو می گرفته اند.

- اما چگونه ؟!

- پیامبر اكرم (ص) و علی (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان، دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفرهای تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یكدیگر را شاداب ودر آغوش می كشیدند و احوال هم را می پرسیدند. آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر (ص) پاك می كرد و ا یشان نیز صمیمانه از او تشكر می نمود.

علی (ع) خود در این باره می فرمایند : ((پیامبر (ص) مرا در دامن خود پرورید. من كودك بودم، پیامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت كه من دروغی بگویم و در كردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه كه پیوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او می رفتم. او هر روز نكته های تازه ای از اخلاق را برای من آشكار می ساخت. و مرا فرمان میداد كه در خط او حركت كنم. آن حضرت مدتی از سال در كوه حرا به سر می برد و كسی جز من او را نمی دید... من نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی خوش ودل انگیز نبوت را احساس می كردم.. موقعیتی كه من در محضر رسول الله داشتم برای هیچ كس نبود.))

- بسیار خوب!‌ تمام این حرفها درست! اما حضرت علی، پیامبر را می دیده اند، وجودشان را لمس می كرده و به ایشان اقتدا می كرده اند اما من چه؟! من كه حضرت علی را نمی بینم، چگونه         می توانم از ایشان الگو بگیریم؟!

- تاریخ كه روح، افعال و رفتار امیرالمؤمنین را دیده و نقل كرده است. از او استفاده كن! از دیدگان تاریخ!

- آری! مگر تو نمی گفتی الگویی می خواهی كه تو را به شور بیاورد. آنچه می تواند یك جوان را به شور بیاورد، دیدن حماسه آفرینی ها و شورمندی های كسی است كه به او علاقمند است. حال چه كس دیگری را سراغ داری كه به اندازه امیرالمؤمنین ، حماسه آفریده باشد. در همان كودكی كه مصادف بود با آغاز بعثت پیامبر، كودكانی كه به تحریك مشركان،‌پیامبر را آزار می دادند و سنگ می پراندند، با شجاعت از اطراف پیامبر دور می كرد. چه كسی ، شب را در بستری پر خطر بجای دیگری،بجای محبوبش خوابیده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترین شب عمرش یاد كرده است؟ مگر رشادتهای امیرالمؤمنین را در جنگ بدر نشنیده ای؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخین نیمی از كشته شدگان این جنگ با ضرب شمشیر علی (ع) از پای در آمده بودند. می دانی در جنگ احد زمانیكه علی (ع) 26 سال داشت،انجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشكر دشمن را بهخاك انداخت و بعد هم هنگامی كه پیامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت می چرخید و از وجود مباركشان محافظت می كرد همه مردم چه ندایی را از آسمان شنیدند:

  ((لا فتی الا علی،‌ لا سیف الا ذوالفقار))

((علی از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشیرها برنده تر))

- اما جنگ خندق و شجاعت بی همتای علی (ع) و داوطلب شدن ایشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود یكی از نیرومندترین مردان عرب آری همانجا بود كه پیامبر به واسطه اخلاص علی (ع) در این مقابله بی نظیر فرمود :

(( ضربه علی یوم الخندق، افضل من عباده الثقلین))

به راستی كه چنین حمله ای در وصف هیچ دلیر مرد دیگری بیان نشده! در آن زمان امیرالمؤمنین 28 سال بیشتر نداشت!

در جنگ خیبر نیز هنگامیكه تمام مردان با تجربه و جنگ دیده سپاه اسلام، شكست خورده بازگشتند، علی (ع) به میدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خیبر آن پیروزی بزرگ را برای اسلام به ارمغان آورد.

به راستی كه هیچ جوان دیگری،‌ چنین جوانی پرشور و هیجان انگیزی نداشته است.

همه مردان بزرگ تاریخ بشریت و پیشاپیش همه آنان علی (ع) در دوران جوانی از رموز موفقیت خود بهره برده، راههای پرپیچ و خم آن را با درخشندگی پشت سر نهاده،  توانسته اند كارهای بزرگی را به انجام رسانند.

تفریح و شادی علی (ع)

- می دانی ای دوست عزیز: من هم حرفهای تو را می پذیرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشی از زندگی انسان است. جیزهای دیگری هم هستند كه آدمی باید به آنها هم توجه كند. الگوی كامل، باید در آن زمینه ها هم حرف برای گفتن داشته باشد. اینطور نیست؟

- حتماً همینطور است. و من به تو می گویم كه امیرالمؤمنین در آن موارد هم، الگویی قابل قبول و كامل ارایه می دهد. آخر تو درباره زندگی امیرالمؤمنین چه فكر كرده ای؟

فكر می كنی تمام زندگی حضرت علی (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

 

- یعنی اینطور نبوده است؟!

- نه كه نبوده است! حضرت علی (ع)، مردی خوش رو و خندان بوده اند. همیشه تبسم خوش آیندی بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد می كرده است. ایشان تفریح هم می كرده اند. منتها تفریح در دیدگاه علی (ع) ولگردی و اتلاف وقت یا روز را به شب رساندن نبود.

- پس تفریح علی (ع) چگونه بود ؟

علی (ع) كار را تفریح می دانست.

تفریح او را، مسافرت، كمك به دیگران، تحصیل و تدریس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگریستن به طبیعت و ورزش تشكیل می داد. پرداختن به ورزشهای شمشیربازی، پرتاب نیزه، اسب سواری، كشتی، وزنه برداری و شركت در مسابقات ورزشی هم برای ایشان جنبه تفریح داشته است.

- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دلیل همین دیدگاه امیرالمؤمنین نسبت به تفریح و زندگی بوده است كه اگر سرتاسر زندگی شان را مرور كنیم،‌ لحظه ای توقف و سكون در آن نمی یابیم. گویی حتی یك لحظه هم با لحظه قبلی شان مشابه نبوده است. و درست به دلیل همین دیدگاه بود كه شوخی و خنده هم در سیره مولای متقیان، شكل دیگری داشت.

- مگر شوخی و خنده علی (ع) چگونه بود؟

امیرالمؤمنین اهل شوخی و مزاح بود، اما نه شوخی های زننده و بی مزه! بلكه مزاح های معنادار و آموزنده!

هرگاه كه یكی از یاران و دوستانش را غمگین و گرفته می دید، با شوخی او را خوشحال می كرد تا اندكی از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اینكه، شادی علی (ع) هنگامی بود كه یك كافر، مسلمان می شد. جنگی به پیروزی ختم می شد، غذایی به فقیر می رساند، دل غمدیده ای را شاد می كرد،‌مشكلی را از كسی مرتفع می كرد و كودك یتیمی را ذوق زده می نمود. نكته دیگر هم این بود كه مولای متقیان در شوخی هایش مراقب و محافظ حدود شرعی بود تا حتی به شوخی دروغ نگوید،‌ دل مؤمنی را نشكند یا با زن و دختر نامحرمی، شوخی ننماید.

علی و ارتباط با زنان و دختران

- به طور مثال همین چگونگی ارتباط داشتن با زنها و دخترهای نامحرم در جامعه، یكی از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اینكه نه الگوی مناسبی در مورد آ‌ن ارائه شده و نه دیدگاه دین در مورد آن به خوبی مشخص و تبیین شده است. تازه، تندروی ها و كج رویهای گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

اگر به سیره امیرالمؤمنین دقت كنی،‌می بینی كه حضرت علی (ع) در سنین جوانی با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسی می نمود ولی با دختران و زنان جوان نه! حتی سلام هم نمی كرد. در حالیكه پیامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسی می كردند. چون زمانی كه علی (ع) 20 ساله و درعنفوان جوانی چنین عمل می نمود، پیامبر اكرم (ص) قریب 50 سال از عمر شریفشان می گذشت بنابراین از آنجا كه احتمال پیش آمدن گناه دست كم برای طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علی (ع) این تربیت شده مكتب پیامبر به عنوان یك جوان سعی داشت مسائل ارتباطی و حدود بین دختر و پسر یا به عبارتی زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنین آن حضرت مبرا و پاكیزه از هر گونه آلودگی بود.

از طرفی پیامبر سه دختر جوان به نامهای زینب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علی (ع) با اینكه از كودكی به این خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در این رفت و آمدها نهایت دقت را به عمل می آوردند. در حالیكه همین علی (ع) در دوران خلافتش، وقتی كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهیدی را نیازمند كمك دید، به یاری او شتافت.

 

پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چیزی كه بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد

نیت و انگیزه طرفین و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ین ارتباط برای هر دو نفر است!

یاری رساندن به نیازمند و در طلب رضای خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و لیكن این سیره جدای از بهانه جویی برای آشنایی و استمتاعات و لذت جویی و هرگونه آلودگی دیگر است.

به راستی كه كسی چون حضرت علی (ع)، در سنین جوانی اش و در ریزترین حركات و رفتارهایش بهترین الگوی نسل جوان ماست.

 

 


تاریخ آخرین ویرایش:- -



ماجرای خواندنی شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع)

ماجرای خواندنی شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع)

line_05.gif
.
line_05.gif


آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولی امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند.
           
حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند.
فرمودند: شهریار ما کجاست؟ شهریار آمد.
 
حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!
شهریار این شعر را خواند:
 
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را
 
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را
 
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه ی بقا را
 
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
 
برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
 
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
 
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
 
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
 
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
 
بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
 
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
 
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
 
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
 
"همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را "
 
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا
 
آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم.
 
فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟
 
گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می کند.
 
گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید.
 
چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام.
 
از او پرسیدم : این شعر "علی ای همای رحمت " را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام.
 
مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت ، شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند. سپس فرمودند: شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند. آنها نیز آمدند. بعد فرمودند شهریار ما کجاست؟ شهریار را بیاورید! و شما هم آمدید. آن گاه حضرت فرمودند: شهریار شعرت را بخوان! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید.
 
شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام.
 
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت، معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده، من آن خواب را دیده ام.
 ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند: یقیناً در سرودن این غزل، به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید. البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است.

دیوان شهریار