ندای اسمانی


ندای آسمانی در هنگام ولادت پیامبر اکرم

پیامبر اکرم

امام صادق علیه السلام ماجرای ولادت پیامبر اکرم را از زبان آمنه چنین نقل می‌فرماید:

به خدا سوگند، فرزندم با دستان خود بر زمین فرود آمد. آن‌گاه سر به سوی آسمان بلند کرد و به آن نگریست. نوری از من ساطع شده بود که همه چیز در پرتوش نورانی بود. شنیدم که منادی صدا زد: « تو بزرگترین مرد جهان را به دنیا آوردی.»

و نیز نقل کرده‎اند:

آمنه صدایی شنید که می‎گفت: « تو باردار بزرگ این امت هستی. پس وقتی فرزندت متولد می‌شود بگو: « اعیذه بالواحد شرّ کل حاسد »؛ او را از گزند همه‌ حسودها به خدای یگانه می‌سپارم .

سپس او را محمد نام بگذار.»


پیامبر


ندای آسمانی در هنگام ولادت پیامبر اکرم

پیامبر اکرم

امام صادق علیه السلام ماجرای ولادت پیامبر اکرم را از زبان آمنه چنین نقل می‌فرماید:

به خدا سوگند، فرزندم با دستان خود بر زمین فرود آمد. آن‌گاه سر به سوی آسمان بلند کرد و به آن نگریست. نوری از من ساطع شده بود که همه چیز در پرتوش نورانی بود. شنیدم که منادی صدا زد: « تو بزرگترین مرد جهان را به دنیا آوردی.»

و نیز نقل کرده‎اند:

آمنه صدایی شنید که می‎گفت: « تو باردار بزرگ این امت هستی. پس وقتی فرزندت متولد می‌شود بگو: « اعیذه بالواحد شرّ کل حاسد »؛ او را از گزند همه‌ حسودها به خدای یگانه می‌سپارم .

سپس او را محمد نام بگذار.»



میلاد

معجزات زمان ولادت پیامبر اکرم

پیامبر اکرم

امام صادق علیه السلام معجزاتی را که هنگام ولادت پیامبر اکرم آشکار شد، چنین بر می‌شمارد:

1- ابلیس از ورود به آسمان‎های هفتگانه محروم شد.

2- شیاطین دور شدند.

3- تمامی بت‎ها در بتکده با صورت بر زمین افتادند.

4- ایوان کسری شکست و چهارده کنگره‌ی آن سقوط کرد.

5- آب دریاچه ساوه خشک شد.

6- سرزمین خشک سماوه، آب پیدا کرد.

7- آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد.

8- نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید.

9- کاهنان عرب علوم خود را فراموش کردند.

10- سحر ساحران باطل شد.

استحیائیل - یکی از فرشتگان بزرگ خدا - در شب تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر کوه ابوقبیس ایستاد و با صدایی بلند گفت: «ای مردم مکه! به خدا و فرستاده او و نوری که با او فرو فرستاده‌ایم ایمان بیاورید.»

 

منبع:

بحارالانوار، ج 15، ص257 .

پیامبر رحمت

مى‏فرماید: «انك لعلى خلق عظیم‏»; (2) اى پیامبر!

تو بر اخلاقى عظیم استوار هستى.

نیز مى‏فرماید: «محمد رسول‏الله و الذین معه اشداو على الكفاررحماء بینهم. »

(3) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت

و در میان خود مهربانند.

محققان، تاریخ نویسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏محمد(ص) سخن گفته‏اند.

اما ائمه علیهم السلام با نگاهى ژرف و دقیق سیماى آن شخصیت‏بى‏نظیر و در یكتاى

 عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفى زندگى،مبارزات و آموزه‏هاى آن حضرت پرداختند.

در این نوشتار بر آنیم تا گوشه هایى از زندگى و شخصیت‏حضرت‏محمد(ص) را از نگاه

امام صادق(ع) به تماشا بنشینیم.

تولد نور

امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پیامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال

 مرا از درخشندگى نور خودش آفرید (4) نیز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب

 به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از این كه آسمان‏ها، زمین، عرش و دریا راخلق كنم

. نور تو و على را آفریدم...». (5)

ثقه‏الاسلام كلینى(ره) مى‏نویسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏حضرت رسول اكرم(ص)

فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پیامبر)بود. یكى از آن دو به دیگرى گفت: آیا مى‏بینى

 آنچه را من‏مى‏بینم؟

دیگرى گفت: چه مى‏بینى؟ او گفت: این نور ساطع كه ما بین مشرق ومغرب را فرا گرفته است!

 در همین حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت:

چرا در شگفتید؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مى‏خواهى بشارتى به

 تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:

از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى این نوزاد، خواهد بود (6)

نام‏هاى پیامبر

كلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مى‏گوید: امام صادق(ع) از من‏پرسید: در قرآن چند نام

از نام‏هاى پیامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟

گفتم: دو یا سه نام.

امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پیامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد،

عبدالله، طه، یس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏و ذكر.

سپس آن حضرت براى هر اسمى آیه‏اى تلاوت فرمود. نیز فرمود:

«ذكر» یكى از نام‏هاى محمد(ص) است و ما (اهل‏بیت) «اهل ذكر»هستیم. كلبى!

هر چه مى‏خواهى از ما سؤال كن.

كلبى مى‏گوید: (از ابهت صادق آل محمد(ع‏» به خدا سوگند! تمام‏قرآن را فراموش كردم

و یك حرف به یادم نیامد تا سؤال كنم. (7)

برخى چهارصد نام و لقب پیامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند. (8)

عظمت نام محمد(ص)

جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونه‏اى بود كه هر گاه‏نام مبارك

حضرت محمد(ص) به میان مى‏آمد، عظمت و كمال رسول‏خدا(ص) چنان در وى تاثیر مى‏گذاشت

، كه رنگ چهره‏اش گاهى سبز وگاهى زرد مى‏شد، به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى

دوستان نیزنا آشنا مى‏نمود. (9)

امام صادق(ع) گاهى بعد از شنیدن نام پیامبر(ص) مى‏فرمود: جانم‏به فدایش.

 اباهارون مى‏گوید: روزى به حضور امام صادق(ع) شرفیاب‏شدم. آن حضرت فرمود:

اباهارون! چند روزى است كه تو را ندیده‏ام.

عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود:

خدا او را براى تو مبارك گرداند چه نامى براى او انتخاب‏كرده‏اى؟ گفتم: او را محمد نامیده‏ام.

امام صادق(ع) تا نام محمد را شنید (به احترام آن حضرت) صورت‏مباركش را به طرف

زمین خم كرد، نزدیك بود گونه‏هاى مباركش به‏زمین بخورد.

آن حضرت زیرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم

و جمیع اهل زمین فداى رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! كتك نزن! بدى به او نرسان

! بدان! در روى زمین‏خانه‏اى نیست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر این كه

آن‏خانه در تمام ایام مبارك خواهد بود.

سیماى محمد(ص) (10)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏هاله‏» (11) كه

در توصیف چهره پیامبر(ص) مهارت داشت، در خواست‏نمود تا سیماى دل آراى

خاتم پیامبران(ص) را براى وى توصیف‏نماید. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «

رسول خدا(ص) در دیده‏هابا عظمت مى‏نمود، در سینه‏ها مهابتش وجود داشت .

قامتش رسا، مویش‏نه پیچیده و نه افتاده، رنگش سفید و روشن، پیشانیش گشاده

،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بینى برآمدگى‏داشت، ریشش انبوه،

 سیاهى چشمش شدید، گونه هایش نرم و كم‏گوشت.دندان هایش باریك و اندامش

معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏رفتن با وقار حركت مى‏كرد. وقتى به چیزى توجه مى‏كرد

به طور عمیق‏به آن مى‏نگریست، به مردم خیره نمى‏شد، به هر كس مى‏رسید

 سلام‏مى‏كرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.

براى از دست دادن امور دنیایى خشمگین نمى‏شد. براى خدا چنان غضب‏مى‏نمود

 كه كسى او را نمى‏شناخت. اكثر خندیدن آن حضرت تبسم بود،برترین مردم نزد وى

 كسى بود كه، بیشتر مواسات و احسان و یارى‏مردم نماید...» (12)

سعدى با الهام از روایات، در اشعار زیبایى آن حضرت را چنین‏توصیف نمود:

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نروید به اعتدال محمد قدر فلك را كمال ومنزلتى نیست

 در نظر قدر با كمال محمد وعده دیدار هر كسى به قیامت

لیله اسرى شب وصال محمد آدم و نوح و خلیل و موسى وعیسى آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه گیتى مجال همت او نیست روز قیامت نگر مجال محمد

 و آنهمه پیرایه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند بلال محمد شمس

 و قمر در زمین حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمین خواهد

 آسمان كه بیفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شاید اگر آفتاب و ماه نتابد

 پیش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب دید جمالش خواب

 نمیگیرد از خیال محمد سعدى اگر عاشقى كنى

و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد (13)

اوصاف پیامبر در تورات و انجیل

خداوند متعال در وصف پیامبر(ص) فرمود:«الذین ءاتینهم الكتب‏یعرفونه كما یعرفون

 ابناءهم و ان فریقا منهم لیكتمون الحق و هم‏یعلمون‏» (14)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان دادیم، او را همچون فرزندان خودمى‏شناسند;

 (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند.

امام صادق(ع) فرمود:«یعرفونه كما یعرفون ابناءهم‏» زیراخداوند متعال در تورات

 و انجیل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنین توصیف نمود:

«محمد رسول‏الله و الذین‏معه اشداء على الكفار رحماء بینهم...»

محمد(ص) فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفارسرسخت و شدید

و در میان خود مهربانند. پیوسته آن‏ها را در حال‏ركوع و سجود مى‏بینى، در حالى كه

همواره فضل خدا و رضاى او راطلبند. نشانه آن‏ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است.

 این،توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است... . (15)

امام صادق(ع) فرمود: این، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجیل است.

 زمانى كه خداوند پیامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث‏نمود اهل كتاب (یهود و نصارى)

 او را شناختند اما نسبت‏به اوكفر ورزیدند، همان گونه كه خداوند متعال فرمود:

«فلما جاءهم‏ما عرجوا كفروا به‏» (16) هنگامى كه این پیامبر نزد آن‏ها آمد كه(از قبل)

 او را شناخته بودند، به او كافر شدند. (17)

خداوند متعال در قرآن كریم، در وصف پیامبر(ص) مى‏فرماید: «و ماارسلناك الا رحمه للعالمین‏» (18)

ما تو را جز براى رحمت جهانیان‏نفرستادیم. قرآن نیز مى‏فرماید:اشداء على الكفار رحماءبینهم...»،

در برابر كفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. این دوچگونه با هم جمع مى‏شوند؟

توجه به این آیه براى طرفدارى اندیشه تسامح و تساهل ضرورى است.

آیا ممكن است كامل‏ترین انسان، كه با كامل‏ترین كتاب آسمانى براى‏هدایت تمام جهانیان

مبعوث گردیده است در مقابل دشمنان دین هیچ‏عكس العملى جز مهربانى نداشته باشد؟!

براى اداره جامعه دینى و بقاى آن باید در مقابل دشمنان دین‏ایستاد شدت عمل نسبت‏به

 كافران و مبارزه با آن‏ها براى از بین‏بردن موانع هدایت عین رحمت است.

برترین مخلوق

حسین بن عبدالله مى‏گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم: آیا رسول‏خدا(ص)

 سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، اوسرور همه مخلوقات

 خداوند بود. خدا هیچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نیافرید (19)

امام صادق(ع) در حدیث دیگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را به‏معراج بردند

جبرئیل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمى‏كرد.

 پیامبر(ص) فرمود: جبرئیل، در چنین حالى‏مرا تنها مى‏گذارى؟! جبرئیل گفت:

 تو برو. سوگند به خدا در جایى‏قدم گذاشته‏اى كه هیچ بشرى قدم نگذاشته

 و بیش از تو بشرى به آن‏جا راه نیافته است (20)

معمر بن راشد مى‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم كه فرمود: یك نفریهودى

خدمت رسول خدا(ص) رسید و به دقت او را نگریست.

پیامبر اكرم(ص) فرمود: اى یهودى! چه حاجتى دارى؟ یهودى گفت:

آیا تو برترى یا موسى بن عمران; آن پیامبرى كه خدا با او تكلم‏كرد و تورات

 و انجیل را بر او نازل نمود، و به وسیله عصایش‏دریا را براى او شكافت

و به وسیله ابر بر او سایه افكند؟

پیامبر(ص) فرمود: خوش آیند نیست كه بنده خود ستایى كند ولكن

(در جوابت) مى‏گویم كه حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبه‏كند،

 گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى‏»،خدایا!

به حق محمد و آل محمد از تو مى‏خواهم كه مرا عفو نمایى.

خداوند نیز توبه‏اش را پذیرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن

 دردریا ترسید گفت «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجیتنى من‏الغرق‏»

; خدایا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‏مى‏كنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى.

خداوند نیز او را نجات داد.

حضرت ابراهیم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انى اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجیتنى منها»;

خدایا! به حق محمد و آل محمد ازتو مى‏خواهم كه مرا از آتش نجات دهى.

خداوند نیز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.

حضرت موسى(ع) وقتى عصایش را به زمین انداخت و در خود احساس ترس‏نمود گفت:

 «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتنى‏»;خدایا! به حق محمد و آل محمد

از تو در خواست مى‏نمایم كه مراایمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انك انت‏الاعلى‏» (21) نترس. مسلما تو برترى.

اى یهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مى‏كرد و به‏من و نبوت من ایمان نمى‏آورد.

ایمان و نبوتش هیچ نفعى به حال اونداشت.

اى یهودى! از ذریه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كه‏زمان خروجش عیسى بن مریم

براى یارى او فرود مى‏آید و پشت‏سر اونماز مى‏خواند. (22)

سیاستمدارى پیامبر(ص)

در عرف جهانى امروز «سیاست‏» را به معناى نیرنگ و دروغ براى‏كسب قدرت و سلطه بر

مردم تعریف مى‏كنند، اما «سیاست‏» در لغت،به معناى «اداره كردن امور مملكت و

حكومت كردن است‏». خداوندمتعال پیامبر خاتم(ص) جانشینان بر حق او، ائمه معصومین

 را ازبهترین سیاستمداران شمرده است در زیارت جامعه، در وصف ائمه‏علیهم السلام كه

پرورش یافتگان مكتب نبوتند، آمده است: «وساسه‏العباد».

فضیل بن یسار مى‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم كه به بعضى ازاصحاب قیس ماصر فرمود:

خداوند عز و جل پیغمبرش را تربیت‏كرد و نیكو تربیت فرمود. چون تربیت او را تكمیل نمود، فرمود:

«انك لعلى خلق عظیم‏»; تو بر اخلاق عظیمى استوارى. سپس امر دین‏و امت را به

 او واگذار نمود تا سیاست و اداره بندگانش را به‏عهده بگیرد، سپس فرمود:

«ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم‏عنه فانتهوا» (23)

، آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگیرید،(و اجرا كنید)

 و از آنچه نهى كرد، خود دارى نمایید. رسول‏خدا(ص) استوار، موفق و موید به

روح القدس بود و نسبت‏به سیاست‏و تدبیر خلق هیچ گونه لغزش و خطایى

نداشت و به آداب خدا تربیت‏شده بود،... . (24)

زهد و وارستگى

حضرت محمد(ص) هرگز نسبت‏به دنیا و لذایذ زودگذر آن میلى نشان‏نداد و به آن،

توجهى نكرد. آن حضرت براى هدایت مردم و رساندن‏آن‏ها به سعادت دنیا و آخرت

 وارد عرصه سیاست‏شد.

امام صادق(ع) مى‏فرماید: روزى رسول خدا(ص) در حالى كه محزون‏بود، از منزل

 خارج شد فرشته‏اى بر او نازل شد، در حالى كه كلیدگنج‏هاى زمین را به همراه داشت.

 فرشته گفت: اى محمد(ص)، این‏كلیدهاى گنج‏هاى زمین است. پروردگارت مى‏فرماید:

 این كلیدها رابگیر و در گنج‏هاى زمین را باز كن و آنچه مى‏خواهى از آن استفاده‏نما. بدون

این كه نزد من ذره‏اى از آن‏ها كم شود.

پیامبر(ص) فرمود: دنیا خانه كسى است كه خانه (واقعى) ندارد.

كسانى دور آن جمع مى‏شوند كه عقل ندارند.

فرشته گفت: به آن خدایى كه تو را به حق مبعوث نمود! وقتى درآسمان چهارم كلیدها

 را تحویل مى‏گرفتم، همین سخن را از فرشته‏دیگرى شنیدم. (25)

ابن سنان مى‏گوید: امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد پیامبر(ص) آمد،در حالى كه آن

حضرت روى حصیرى نشسته بود كه زبرى آن بر بدن آن‏حضرت اثر گذاشته بود، و بر

بالشى از لیف خرما تكیه نموده بود،كه بر گونه‏هاى گلگونه‏اش نفوذ كرده بود. آن مرد

در حالى كه‏جاهاى اثر كرده را مسح مى‏نمود، گفت: كسرى و قیصر (پادشاهان‏ایران و روم)

هرگز چنین راضى نمى‏شوند و بر حریر و دیبامى‏خوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدایى)

بر این حصیر!

پیامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن‏ها برتر و گرامى‏تر هستم. من‏كجا و دنیا كجا! مثال زورگذر بودن دنیا،

 مثال شخصى است كه بردرختى سایه دار عبور مى‏كند، لحظه هایى از سایه درخت استفاده‏مى‏كند

 و وقتى سایه تمام شد، از آن جا كوچ مى‏كند و درخت را رهامى‏كند. (26)

هیچ زمینه‏اى از زندگى پیامبر(ص) نیست، مگر این كه امام صادق(ع)در آن زمینه سخنانى با ارزش دارد.

به عنوان حسن ختام، به ذكر خطبه‏اى از آن حضرت در توصیف‏پیامبر(ص) اكتفا مى‏كنیم.

خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)

برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و كارهاى‏زشت مردم مانع نشود كه دوست‏ترین و شریف‏ترین پیغمبرانش، یعنى‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزیند.

محمد بن عبدالله(ص) در حریم عزت تولد یافت: در خاندان شرافت‏اقامت گزید،

حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بیان‏كردند و حكمیان در وصفش

اندیشه نمودند، او پاكدامنى بى نظیر،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مكه بود.

حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏شده بود.

 اوصاف خویشتن دارى‏هاى رسالت‏بر او مهر شده بود تا آن‏گاه كه مقدرات و قضا

و قدر الهى عمر او را به پایان رسانید وحكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت.

 هر امتى، امت‏پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش،

عبدالله، هر پدرى او را به پدر دیگر تحویل داداصل و نسبش به ناپاكى آمیخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع‏پلید نگشت. ولادتش در بهترین طایفه، گرامى‏ترین نواده (بنى‏هاشم)، شریف‏ترین قبیله

(فاطمه مخزومیه) و محفوظترین شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترین دامن بود.

خدا او را برگزید، پسندید و انتخاب كرد سپس كلیدهاى دانش وسرچشمه‏هاى

حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت‏بربندگان و بهار جهانیان باشد.

خداوند كتابى را بر او نازل كرد، كه بیان و توضیح هر چیزى درآن است و آن را به

لغت عربى، بدون هیچ انحرافى قرار داد، به‏امید این كه مردم پرهیزكار شوند. آن را

براى مردم بیان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دینش را آشكار ساخت و

 واجباتى‏را لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بیان كرد. آن‏هارا براى

 مردم آشكار نمود و آن‏ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏امور، راهنمایى به سوى

نجات و نشانه‏هاى هدایت‏به سوى خدامى‏باشد.

رسول خدا(ص) رسالتش را تبلیغ كرد، ماموریتش را آشكار ساخت،بارهاى

 سنگین نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانید وبه خاطر پرورگارش

 صبر كرد و در راهش جهاد نمود.

با برنامه‏ها و انگیزه‏هایى كه براى مردم پى ریزى نمود و مناره‏هایى كه نشانه‏هاى

آن را بر افراشت، براى امتش خیر خواهى كرد، وآن‏ها را به سوى نجات و رستگارى

 فرا خواند و به یاد خدا تشویق وبه راه هدایت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند

. آن حضرت‏نسبت‏به مردم دلسوز و مهربان بود.


پى نوشت‏ها:

1- حجر، آیه‏9. «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون‏»

2- قلم، آیه 4.

3- فتح، آیه‏29.

4- مصباح الشریعه، ترجمه زین العابدین كاظمى، ص‏126.«خلقنى‏الله من صفوه نوره...»

5- جلاء العیون. ص 11.

6- همان، ص‏36.

7- بحار الانوار، ج‏16، ص‏101.

8- مناقب، ج 1، ص 150.

9- سفینه البحار، ج 1، ص‏433.

10- بحار الانوار، ج‏17، ص 30،

11- هند بن ابى هاله، فرزند حضرت خدیجه(س) از شوهر قبلى اش بودكه در

خانه پیامبر اسلام رشد و نمو نمود.

12- بحار الانوار، ج‏16، ص 147148.

13- كلیات سعدى، فصل طیبات، ص‏533 532.

14- بقره، آیه‏146.

15- فتح، آیه‏29.

16- بقره، آیه‏89.

17- تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 138 و ج 5، ص‏77.

18- انبیاء، آیه‏107.

19- اصول كافى، ترجمه سید جواد مصطفوى، ج 2، ص 325.

20- همان، ص 321.

21- طه، آیه 68.

22- بحار الانوار، ج‏16، ص‏366. به نقل از جامع الاخبار،ص 98.

23- حشر، آیه‏7.

24-اصول كافى،ج 2 ص 5 و 6.

25-بحارالانوار،ج 16 ص 266.

26-بحارالانوار،ج 16 ص 282 و 283.

27-اصول كافى ج 2 332 و 333.


ماهنامه كوثر شماره 40


عکس

شعر


ماه فروماند از جمال محمد

 

ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نروید باعتدال محمد

قدر فلك را كمال و منزلتى نیست

در نظر قدر با كمال محمد

وعده دیدار هر كسى بقیامت

لیلة الاسرا شب وصال محمد

آدم ونوح و خلیل و موسى عیسى

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه دنیا مجال همت او نیست

روز قیامت مگر مجال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابند

نور نتابد مگر جمال محمد

وان همه پیرایه بست جنت فردوس

بو، كه قبولش كند بلال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابد

پیش دو ابروى چون هلال محمد

چشم مرا تا بخواب دید جمالش

خواب نمى گیرد از خیال محمد

«سعدى» اگر عاشقى كنى و جوانى

عشق محمد بس است و آل محمد



پیامبر رحمت

میلاد پیامبر اكرم(ص)

سرانجام پس از قرنها، انتظار عالم خلقت به سر آمد و بزرگ هدایتگر انسانها پا

 به عرصه و جود نهاد. برترین مخلوق خدا ظاهر شد، باران «رحمة للعالمین» باریدن گرفت،

 چشمه رافت و هدایت فیضان كرد و نور محمدى عالم ملك و ملكوت را منور نمود. در شهرى كه شرافتش را از و لادت او دریافت كرد، چشم به جهان گشود :

«لا اقسم بهذا البلد ، و انت حل بهذا البلد:

اى پیامبر چون تو در این شهر هستى به این شهر قسم مى خورم.»

امام على(ع) در رابطه با مكان تولد پیامبر فرموده اند: «مولده بمكة»

مكه این شهر امن خدا، زادگاه آخرین سفیر الهى بر خلایق گردید. شهرى كه

بواسطه دعاى ابراهیم محل امان و امن همه موجودات اعم از نبات و حیوان و انسان گردید

:«و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد آمنا»

تعبیر قرآن در آیات ابتداى سوره بلد نشان مى دهد كه مكه به خاطر اقامت پیامبر

 در این شهر و تولدشان درآن، شرافت  یافته و مورد قسم خداوند واقع گشته است.

ولادت رسول اكرم را در عام الفیل معادل سال 570 میلادى گفته اند. روز ولادت ایشان

17  ربیع الاول بود .

امام على (ع) در خطبه اى میلاد پیامبر(ص) را اینگونه توصیف مى كنند:«كریما میلاده»

 پیامبرى كه براى كرامت بخشیدن به انسانها مبعوث شده و غایت بعثت او انحصار در

 تتمیم مكارم اخلاقى دارد، میلاد او نیز همواره با كرامت و به دور از هر دنائت و پستى

 بوده است.

برنامه انبیاء تكریم انسانهاست. و چون دین اسلام اتم و اكمل ادیان است و پیامبر

-اكرم انبیاء- براى تتمیم كرامتها پا به عرصه وجود نهاده است، لذا در عالم وجود، میلادى

كریم تر از این میلاد رخ نداده است.چ

با میلاد پیامبر(ص) حوادث شگرف و تحولات عجیبى در زمین و آسمان پدید آمد. در روایتى

از امام صادق(ع) نقل شده كه ابلیس در آسمان هاى هفتگانه رفت و آمد مى كرد وقتى

 عیسى(ع) متولد شد ابلیس از سه آسمان محروم گردید، و در چهار آسمان دیگر آمد

و شد داشت و با تولد پیامبر اكرم(ص) از رفت و آمد هفت آسمان محروم و ممنوع گردید

 و ستارگان آسمان، شیطان را از آسمان مى راندند.

حوادثى نیز در زمین رخ داد. از جمله آنها به لرزه درآمدن ایوان كسرى و فرو ریختن

چهارده كنگره آن، خاموش شدن آتشكده فارس، خشك شدن دریاچه ساوه،

سرنگون شدن بتها و اتفاقات دیگرى كه در كتب تاریخ اسلام به تفصیل بیان شده است.

 


پیامبر خدا

تاریخ ولادت  پیامبر رحمت

پیامبر اسلام  صلی الله علیه و اله و سلام  در طلوع فجر  روز 

 جمعه  و بقولی  شب هنگام  طلوع فجر  17 ربیع الاول  سال 

571 میلادی  .  چهل سال قبل از بعثت  در سال شكست

اصحاب فیل  در شهر مكه متولد شد

نام  محمد  صلی الله علیه و اله و سلم   از مشهورترین 

 نام های امن حضرت  است  كه در قران چهار بار امده است

1محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الكفار

2 و امنوا بما نزل علی محمد و هو الحق

3 ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسوال الله و 

خاتم نبین

4 و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل

 و اما اسم اسمانی ان حضرت احمد است كه در كتاب های  

 پیامبران گذسته امده است

5 و مبشرا  برسول یاتی من بعدی اسمه احمد

 

پیامبر خدا

 و اما صفات پیامبر خدا  كه در قران امده است و هر  یك از 

  این صفات  معنای خاص خودش را دارند  به  این قرار است
1. اول المسلمین: سوره انعام، آیه 163.
2. اول المؤمنین: سوره شعراء، آیه 51.
3. اول العابدین: سوره زخرف، آیه 81.
4. برهان: سوره نساء، آیه 174.
5. بشیر: سوره سباء، آیه 28.
6. خاتم النبین: سوره احزاب، ‌آیه 40.
7. داعیاً الی الله: سوره‌احزاب، آیه 46.
8. رحمه للعالمین: سوره‌انبیاء، آیه 107.
9. رحیم: سوره توبه، ‌آیه 128.
10. رسول: سوره آل عمران، آیه 144.
11. رسول الله: سوره فتح،‌ آیه فتح.
12. رسول مبین: سوره زخرف،‌ آیه 29.
13. رسول كریم: سوره حاقه، آیه 40.
14. رئوف: سوره‌ توبه، آیه 128.
15. سراج منیر: سوره احزاب، 46.
16. شاهد: سوره احزاب، آیه 45.
17. شهید: سوره بقره، آیه 143.
18. صاحب: سوره‌ نجم، آیه 2.
19. طه: سوره طه، آیه 20.
20. عبدالله:‌ سوره اسراء، آیه 1.
21. مبشر: سوره اسراء، آیه 105.
22. مدثر: سوره مدثر، آیه 1.
23. مذّكر: سوره غاشیه، آیه 21.
24. مزمل: سوره مزمل، آیه 1.
25. منذر: سوره رعد،‌آیه 7.
26. ناصح امین:‌ سوره‌ اعراف، آیه ‌68.
27. النبی: ‌سوره‌ انفال،‌ آیه 43.
28. النبی الامی: سوره اعراف، آیه 158.
29. نذیر: سوره هود، آیه‌ 12.
30. نذیر مبین: سوره عنكبوت،‌ آیه 50.
31. ولی: سوره مائده، آیه 55.
32. یس (یاسین): سوره یس، آیه‌1.



پیامبر رحمت


در روز ولادت پیامبر  خدا  صلی الله علیه و اله و سلم

و قایع  مهمی روی داده  است

1   روز ولادت پیامبر خدا تمام بت های  كعبه  بر روی زمین

فرو  ریختند

2   همان شب  ایوان كسری  شكست خورد و 14 شرفه  یعنی 

 بالكن  و طاق  از ان افتاد

 3  دریاچه  ساوه خشكید

 4  اتشكده فارس پس از هزار سال خاموش شد     

 

شعر  در مدح حضزت رسول


 سر لوحه  ما سوا محمد          از ما وز ما سوا محمد

ذكرش مثل نماز واجب             شایسته هر ثنا محمد

هستی به وجود او مزین          حبش همه را حصار  ایمن

 در ظلمت شب چراغ روشن      تك روزنه رجا محمد

انگشت نمای دست خلقت       اعجاز عجیب ذات قدرت

الگوی صحیح ادمیت               مرءات جهان نما  محمد

منظور حق ار تبارك الله           در خلقت  اوست ای دل اگاه

او داده به خلق عزت و جاه     دست كرم  خدا محمد

 درباره اوست شرح لولاك       فرموده حق منزه و پاك

لو لاك لما خلقت الافلاك        هستی به تو بسته یا محمد

 در هفده ربیع ا لاول             ان سرور انبیاء مرسل

گوز اچدی جهان تاپدی صیقل       دنیایه ویروب  صفا محمد



مختار نامه

اقای اسلام كرد

 شما شخصیت مختار را قبول ندارید خب 

ایا كار مختار با عبیدالله ابن زبیر  یكسان است؟

و سایر كسانی كه در اون دوره حكومت كردند

عبیدالله ابن زبیر كه نزدیك ده سال بر مكه و اطرافش حكومت كرد ایا كاری در خصوص قاتلان نوه پیامبر  صلی الله و علیه و اله و سلم  انجام داد؟

ایا می دانید نوه ان بزرگوار كی بو؟ایشان كسی بود كه پیامبر خدا در  موردش فرموده بود حسن و حسین علیهم السلام  سرور جوانان اهل بهشتن

لا اقل مختار قاتلان واقعه كربلا را به هلاكت رساند

ایا شما كار مختار را با مثل عبیدالله  ابن زبیر  و امثالهم یكی می دانید ؟

این خلیفه زبیری كه بر سر قدرت بود هیچ كاری در خصوص قاتلان  كربلا انجام نداد

خب فكر كنید و مثل یه مرد ازاد اندیش سخن بگوید شما از وحدت حرف زدید

و تمام كلاماتت كلا بوی افتراق دارد ایا وقت ان نرسیده است ؟

كه ما به خود اییم و به خودمون و اینده مون فكر كنیم به اینده بچه ها مون و وطنمون  در روایت داریم كه حب وطن از ایمان است  شما چه قدر به وطنت عشق دارید ؟

چرا در بحث فرقه ها مثل یك كرسی ازاد اندیش و بی طرف سخن نمی گوید ؟تعصبات فرقه ای باعث نشود ما چشم و گوشمون را بر واقعیتها ببندیم

اصلا شما بگوید مختار ادم بدی بود خب  ولی او كه قاتلان نوه پیامبر شما را 

به هلاكت رساند این كارش خب بود یا نه؟

مختار كه مثل سایر كسانی كه پیامبر را درك كرده بودن  و  در زمانش زندگی كرده بودن نبود خیلی ها در زمان پیامبر بودند و فرمایشات پیامبر خدا را در خصوص اهل بیتش شنیده بودند  پیامبر خدا چه قد اهل بیتش را شفارش كرده بود ؟

در سوره یس در همون اولش    علما ء می گویند یسن از نامهای پیامبر خداست

و در جای دیگر قران خداوند متعال می فرمایند سلام بر ال یسن

ایا این ایه از قران را دیدی  كه خداوند بر ال پیامبر و یاسین درود می فرست شما چه قد ارزش این سخن خدا را می دانید  چه قد به ایه قران بهاء دادید  در خصوص اهل بیت كه خدا به اون ها سلام  می كند 

مختار كسانی را كشته كه ال پیامبر شما  را کشته  بودند و اهل و عیال و فرزندانش را اسر کرده بودند  

ایا كار بدی كرده؟

و در اخر لطفا  كپی نكنید از خودتون  بنویسید

حیا

حیاء لباس اسلام است

از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است كه پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند اسلام عریان است و لباس اش شرم وحیا است و وفا به عهد زینت اوست . و عمل صالح و كردار شایسته جوان مردی اوست . و پایه و ستونش ورع و پرهیزكاری است. برای هر چیز پایه و اساسی است پایه و اساس اسلام . محبت به اهل بیت پیامبر صلی الله و علیه و اله و سلم است

سلمان فارسی می گوید اگر شخصی در گناه كردن به درجه طغیان برسد خداوند هلاكت او را اراده كند اول چیزی كه از او می گیرد حیا ء است


نماز

 

قل لعبادی الذین امنوا یقیموا الصلواة

ابراهیم ایه 31

سبب عزت موجود نماز است نماز          زینت درگه معبود نماز است نماز

بی نماز از نظر لطف خدا محروم است      شرع را مقصد و مقصود نماز است نماز

كور و كورانه مكن زهد و ورع جود و سخا     بود طاعت همه از بود نماز است نماز

پیش سلطان همه كس تحفه لایق ببرد       تحفه بر حضرت معبود نماز است نماز

شاه عطشان كه همه عاشق و دیوانه اوست       گفت عز‍‍و شرف وجود نماز است نماز

به پیمبر چو خدا امر به معراج نمود              گفت معراج تو مقصود نماز است نماز

به نماز عذر نباشد چو به تن جا نداری           انچه حق از همه بستود نماز است نماز

نزد میزان عمل موقع دیوان حساب           قاضی وشاهد و مقصود نماز است نماز

هر چیز صورت و نمای دارد اینكه گفتیم صورت و نما به اعتبار مضاف الیه است مثلا صورت انسان نمای ساختمان و........و همت انسان همیشه بر این است كه صورت خود را بیاراید و ساختمان را نما سازی كند حالا ببینیم صورت و یا نمای دین چیست؟

جواب این سوال را از پیامبر اكرم صلی الله علیه و اله و سلم یاد بگیریم كه فرموده است

لكل شی وجه و وجه دینكم الصلاة فلا یشینن احدكم وجه دینه

برای هر چیز صورتی است و صورت دین شما نماز است

هیچ كس از شما وجه و صورت دینش را كه نماز است زشت جلوه ندهد

فروغ كافی ج3ص270

شفارشات لقمان


حضرت لقمان و نماز

حضرت لقمان به فرزندش می فرماید یا بنی اقم الصوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر واصبر علی ما اصابكان ذالك من عزم الامور

پسرم نماز را بر پا دار. چرا كه نماز مهمترین پیوند تو با خالق است نماز قلب تو را بیدار و روح تو را مصفا . و زندكی تو را روشن می سازد اثار كناه را از جنت می شوید و نور ایمان را در سرای قلبت پرتو افكن می كند و تو را از فحشا و منكر ات باز می دارد

بعد از برنامه نماز به بهترین دستو ر اجتماعی یعنی امر به معروف و نهی از منكر پرداخته می گوید مردم را به نیكی ها و معروف دعوت كن و از منكرات و زشتی ها باز دار و بعد از این دستورات مهم عملی به مساله صبر و استقامت پرداخته و می گوید در برابر مصائب و مشكلات كه بر تو وارد می شود صابر و شكیبا باش كه این وظیفه حتمی و كار های اساسی هر انسانی است

لقمان 17

تفسیر نمونه ج17ص53


مهدی


فدای صورت زیبای مهدی

به قربان قد رعنای مهدی

سرو جان و تمام هستی من

فدای خاك زیر پای مهدی

پیش از قیام قائم علیه السلام پنج علامت و نشانه مهم در پیش خواهد بود

1جنبش و خروج یمنی

2خروج سفیانی

3صیحه اسمانی

4قتل نفس زكیه

5 فرورفتن زمین در بیداء


حیا


حیاء لباس اسلام است

از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است كه پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند اسلام عریان است و لباس اش شرم وحیا است و وفا به عهد زینت اوست . و عمل صالح و كردار شایسته جوان مردی اوست . و پایه و ستونش ورع و پرهیزكاری است. برای هر چیز پایه و اساسی است پایه و اساس اسلام . محبت به اهل بیت پیامبر صلی الله و علیه و اله و سلم است

سلمان فارسی می گوید اگر شخصی در گناه كردن به درجه طغیان برسد خداوند هلاكت او را اراده كند اول چیزی كه از او می گیرد حیا ء است


رحمت خدا


رحمت خدا بر سر نماز گزار سایه می اندازد

ابی حمزه از امام باقر علیه السلام نقل می كند كه پیامبر خدا صلی علیه و اله و سلم فرمودند وقتی بنده خدا به نماز ایستاد تا اخر نماز مورد نظر خداوند متعال قرار می گیرد و رحمت خدا از بالای سر او تا اطراف اسمان سایه می افكند فرشته ها به دور او جمع شده او را طواف می كنند و خدای حكیم ملائكه ای را مامور می كند كه بالای سر او ایستاده بگوید ای نماز گزار اگر بدانی كه چه كسی تو را نگاه می كند و با چه كسی راز و نیاز می كنی ؟

به كسی توجه و اعتنا نكرده و هر گز از جای خود حركت نمی كنی


حافظان قران و عاملان


از پیامبر اكرم صلی علیه و اله و سلم روایت شده كه حضرت فرمودند تعداد درجات بهشت به تعداد ایات قران است وقتی كه اهل قران وارد بهشت شد

به او گفته می شود بخوان و بالا برو بر هر ایه از قران یك درجه است پس بالاتر از مقام و

درجه حافظ قران درجه ای نیست حافظ قران بالا ترین درجه را در بهشت خواهد داشت در روایت دیگر از حضرت امام صادق علیه السلام وارد شده كه فرمودند

حافظ قران كه به اون عمل نماید با سفیران بزرگوار فرمانبردار الهی خواهد بود این تعبیر به خوبی نشان می دهد كه حافظان و مفسران و عاملان به قران در ردیف این سفیران و همگام انها هستند نه اینكه خود انها می باشند و این یك واقعیت است كه وقتی این دانشمند و حافظان كاری شبیه فرشتگان و حاملان وحی انجام دهند در ردیف انها قرار میگیرند

به هر حال از مجموع این گفتار استفاده میشود تمام كسانی كه در راه حفظ قران و احیای ان می كوشند مقامی والا همچون مقام فرشتگان كرام برره دارند

اصول كافی ج4ص413


برزخ


تعلیم قران در قبر

از حفص بن غیاث روایت شده است كه گفت شنیدم حضرت صادق علیه السلام به مردی چنین فرمود ایا میل داری همواره در دنیا و باقی باشی ؟گفت اری فرمود چرا ؟گفت برای اینكه مكرر سوره مباركه قل هوالله احد را قرائت كنم حضرت اندكی تامل نمودند سپس فرمودند ای حفص هر كس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قران را نتواند بخواند در گور به او بیاموزند تا خداوند بدان درجه او را در بهشت بالا برد زیرا درجات بهشت به تعداد ایات قران بود و به قاری گفته می شود بخوان و بالا برو

اصول كافی ج2ص606


قران


بهر گیری از قران

ابن وهب می گوید امام صادق علیه السلام فرمودند كسی كه سه كار انجام دهد از

موهبت محروم نخواهد ماند

1 كسی كه دعا كند از استجابت ان بهرمند گردد

2كسی كه شگر كند بر نعمتش افزوده می شود

3كسی كه توكل كند امورش سامان می یابد

سپس برای هر كدام از موارد فوق به ایه ای از قران استدلال كرد و فرمود

در مورد اول مومن 60 ادعونی استجب لكم مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت كنم

مورد دوم ابراهیم ایه 7 لئن شكرتم لازیدنكم هر گاه شاكر و سپاسگزار خدا باشید قطعا بر نعمت شما می افزایم

مورد سوم طلاق ایه 3 و من یتوكل علی الله فهو حسبه و هر ان كس كه بر خدا توكل كند پس خدا او را كافی است

به این ترتیب می بینیم امامان ما در وعظ و ارشاد مردم از ایات قران بهره می گرفتند و گاه مثل حدیث فوق ایات قران را ذكر می كردند تا گفتارشان به بركت قران امیخته باشد و بهتر اثر كند


علی علیه السلام

حضرت علی جمع اورنده قران

ابن ابی الحدید معتزلی می گوید

همه اتفاق دارند كه حضرت علی علیه السلام در زمان رسول خدا قران را حفظ می كرد و كسی غیر از او حافظ قران نبود سپس او اولین كسی است كه اقدام به جمع اوری قران نمود همه نقل كرده بر اینكه علی علیه السلام اولین فردی است كه به جمع اوری و ضبط قران اقدام فرموده

و هر گاه به كتب قرائت ها مراجعه نمایی قراءمعروف مانند عمروبن العلا عاصم ابن ابی النجود و دیگران به ان حضرت بازگشت می نمایند زیرا این افراد به ابی عبدالرحمان سلمی قاری مراجعه كرده و ابی عبدالرحمان خود از شاگردان علی علیه السلام بوده واز او قران را فراگرفته است پس این فن هم مانند فنون دیگر به ان حضرت منتهی می گردد

تجلی فضیلت 1/38



 

رحمت خدا بر سر نماز گزار سایه می اندازد

ابی حمزه از امام باقر علیه السلام نقل می كند كه پیامبر خدا صلی علیه و اله و سلم فرمودند وقتی بنده خدا به نماز ایستاد تا اخر نماز مورد نظر خداوند متعال قرار می گیرد و رحمت خدا از بالای سر او تا اطراف اسمان سایه می افكند فرشته ها به دور او جمع شده او را طواف می كنند و خدای حكیم ملائكه ای را مامور می كند كه بالای سر او ایستاده بگوید ای نماز گزار اگر بدانی كه چه كسی تو را نگاه می كند و با چه كسی راز و نیاز می كنی ؟

به كسی توجه و اعتنا نكرده و هر گز از جای خود حركت نمی كنی

 

تعلیم قران در قبر

از حفص بن غیاث روایت شده است كه گفت شنیدم حضرت صادق علیه السلام به مردی چنین فرمود ایا میل داری همواره در دنیا و باقی باشی ؟گفت اری فرمود چرا ؟گفت برای اینكه مكرر سوره مباركه قل هوالله احد را قرائت كنم حضرت اندكی تامل نمودند سپس فرمودند ای حفص هر كس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قران را نتواند بخواند در گور به او بیاموزند تا خداوند بدان درجه او را در بهشت بالا برد زیرا درجات بهشت به تعداد ایات قران بود و به قاری گفته می شود بخوان و بالا برو

اصول كافی ج2ص606

از پيامبر اكرم صلي عليه و اله و سلم روايت شده كه حضرت فرمودند تعداد درجات بهشت به تعداد ايات قران است وقتي كه اهل قران وارد بهشت شد

به او گفته مي شود بخوان و بالا برو بر هر ايه از قران يك درجه است پس بالاتر از مقام و

درجه حافظ قران درجه اي نيست حافظ قران بالا ترين درجه را در بهشت خواهد داشت در روايت ديگر از حضرت امام صادق عليه السلام وارد شده كه فرمودند

حافظ قران كه به اون عمل نمايد با سفيران بزرگوار فرمانبردار الهي خواهد بود اين تعبير به خوبي نشان مي دهد كه حافظان و مفسران و عاملان به قران در رديف اين سفيران و همگام انها هستند نه اينكه خود انها مي باشند و اين يك واقعيت است كه وقتي اين دانشمند و حافظان كاري شبيه فرشتگان و حاملان وحي انجام دهند در رديف انها قرار ميگيرند

به هر حال از مجموع اين گفتار استفاده ميشود تمام كساني كه در راه حفظ قران و احياي ان مي كوشند مقامي والا همچون مقام فرشتگان كرام برره دارند

اصول كافي ج4ص413

هشدار خدا به فرزندان ادم

    سوره       اعراف ایه 26   یابنی ادم قد انزلنا علیكم لباسا یواری  سواتكم  و ریشا

خداوند متعال در ایه شریفه می فرمایند  ای فرزندان ادم  ما لباسهایی  بر شما فرو  فرستادیم

كه اندام شما  را می  پوشاند  و زشتیهای  بدنتان  را پنهان  می سازد  و مایه زینت  شماست  بلكه لباس

تجمل و زینت كه اندام شما را زیباتر از انچه هست نشان می دهد  كه مراقب فریبكاری شیطان باشید

 زیرا شیطان سابقه  دشمنی  خود را با پدر انها نشان داده  همانطور كه لباس بهشتی را بر اثر و سوسه های شیطان از اندام  او بیرون كرد

 قران

بخوان ایات بس زیبای قران            کلام نغز  و روح افزای قران

سحر گاهان  تلاوت کن به اخلاص       سپس  اندیشه در معنای قران

بخوان این معجزه  وانگه بیندیش          همین بس شاهد گویای قران

شفای انچه درد و است و مصائب        بجوی از مکتب  ولای قران

هدایت افرین  است و سعادت           اطاعت گر کنی فتوای قران

نگنجد فهم اسرارش به افکار           که بی پایان بود  دریای قران

 

با سلام

یتیم نوازی

عبدالله بن مسعود  می گوید  رسول خدا  صلی علیه  و اله و سلم  فرمودند

هر كس  دست خود  را به سر  یتیمی  بكشد  و او را نوازش كند  به تعداد  هر موئی

 كه دست او از ان می گذرد  در روز قیامت  نوری خواهد  داشت   یعنی هر یك از ان موهای

 یتیم  در ان روز تاریك  قیامت برای ان شخص چراغ رهنما خواهد شد

مجمع البیان ج10ص506

انتظار

بار  الهی  رهبر اسلاميان كي خواهد امد جانشين خاتم پيامبران كي خواهد امد

 

 

دردمندان غمش را كشت داروهاي مهلك درد مندان را طبيب جسم و جان كي خواهد امد

 

درد ما درمان ندارد جسم عالم جان ندارد اين تن بي روح را روح روان كي خواهد امد

اتش نمروديان سر تا سر عالم گرفته ان كه سازد اين جهان را گلستان كي خواهد امد

انتظار مصلحي دارد جهان ليكن نداند

مصلح كل رهنماي انس و جان كي خواهد امد

انتظار

انچه از منابع اسلامي استفاده ميشود انتظار يعني چشم به راه بودن چشم به راه بنيانگذار حكومت عدل الهي كه پر چم اسلام را در شرق و غرب بلكه در هر جاي جاي جهان به اهتزار اورد و به دوران كفر جهاني و اختلاف اديان پايان خواهد داد و بساط طرفداران مذ هب هاي دروغين را جمع خواهد كرد و صداي توحيد و نبوت را در سراسر عالم صبح و شام بلند خواهد نمود

انتظار يعني خود سازي

انتظار يعني اماده بودن از همه لحاظ جهت استقبال حكومت الهي و اصلاح تمام روي زمين و پايان دادن به ظلم فساد و كارهاي ناپاك

منتظر واقعي چنين حكومتي بايد از صف مخالفان مفسدان كج فكران حاسدان ناپاكان تبهكاران و به طور كلي از هر گونه نفاق و پراكندگي خارج شود و با اعمال پاك و روحي پاكتر به انتظار خود ادامه دهد

علامات ظهور منجی بشریت حضرت حجّت علیه السلام

علامات ظهور منجی بشریت حضرت حجّت علیه السلام :

آدم بدكار در آنچه آن را خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است.

اهل قرآن و دوستان آنها خوارند.

راه نیك بسته و راه بد باز است.

خانه كعبه تعطیل شده و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود.

انسان به زبان می‌گوید ولی عمل نمی‌كند.

مؤمن، خوار و ذلیل شمرده می‌شود.

بدعت و زنا آشكار شود.