اهمیت نماز

با سلام

نماز رابطه انسان با خداست  و مایه  صفای  روح و  پاکی دل و پیدایش روح تقوا  و تربیت  انسان  و پر هیز از گناهان  است .  نماز مهمترین  عبادات  است که  طبق رویات  اگر قبول  درگاه  خدا شود  عبادات دیگر  نیز قبول خواهد  شد  و اگر قبول نشود  اعمال دیگر  نیز قبول  نخواهد شد  و نیز  بر طبق روایات . کسی که  نماز های  پنج گانه  را انجام می دهد  از گناهان پاک می شود  همانگونه  که اگر  شبانه روز  پنج مرتبه  در نهر ابی  شست و کند  اثری از الودگی در بدنش باقی نمی ماند  . به همین دلیل  . در ایات  قران مجید و رو ایات  اسلامی و وصایا و سفارشهای  پیغمبر  اکرم  و ائمه هدی   از  مهمترین کار های که  روی ان تاکید شده  همین نماز  است  و لذا  ترک نماز از بزرگترین گناهان کبیره  محسوب  می شود 

سزاوار است انسان نماز را در اول وقت بخواند  و به ان اهمیت بسیار دهد  و از  تند خواندن  نماز  که ممکن است باعث  خرابی نماز شود چدا بپرهیزد 

 

روح نماز حضور قلب است   و سزاوار است هر انچه مایه  پراگندکی حواس میشود بپرهیزد  . معانی نماز را بفهمد  و در حال نماز به ان توچه داشته باشد  و با حال خضوع و خشوع  نماز را انجام دهد  و بداند با چه کسی سخن می گوید  و خود را در مقابل عظمت  و بزرگی خداوند  بسیار کوچک بداند 

در حالات معصومین اورد ه اند که  به هنگام نماز انچنان غرق یاد خدا می شدند  که از خود بی خبر می شدند  تا ان جا که پیکان تیر در پای امیر مومنین  علی عیله السلام  مانده بود  در حال نماز بیرون اوردند  و ان حضرت متوچه نشدند 

 برای قبولی نماز  و کمال  و فضیلت  ان علاوه  بر شرایط  واجب باید  امور زیر هم  رعایت کنند 

 قبل از نماز از خطا های  خود توبه و استغفار نماید  و از گناهانی که مانع  قبولی نماز  است مانند حسد  و  تکبر و غیبت و خوردن مال حرام واشامیدن مسکرات  و ندادن خمس و ذکات  بلکه هر معصیتی بپرهیزد 

منبع رساله ایت الله مکارم   

 


شفارشات لقمان


حضرت لقمان و نماز

حضرت لقمان به فرزندش می فرماید یا بنی اقم الصوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر واصبر علی ما اصابكان ذالك من عزم الامور

پسرم نماز را بر پا دار. چرا كه نماز مهمترین پیوند تو با خالق است نماز قلب تو را بیدار و روح تو را مصفا . و زندكی تو را روشن می سازد اثار كناه را از جنت می شوید و نور ایمان را در سرای قلبت پرتو افكن می كند و تو را از فحشا و منكر ات باز می دارد

بعد از برنامه نماز به بهترین دستو ر اجتماعی یعنی امر به معروف و نهی از منكر پرداخته می گوید مردم را به نیكی ها و معروف دعوت كن و از منكرات و زشتی ها باز دار و بعد از این دستورات مهم عملی به مساله صبر و استقامت پرداخته و می گوید در برابر مصائب و مشكلات كه بر تو وارد می شود صابر و شكیبا باش كه این وظیفه حتمی و كار های اساسی هر انسانی است

لقمان 17

تفسیر نمونه ج17ص53


مهدی


فدای صورت زیبای مهدی

به قربان قد رعنای مهدی

سرو جان و تمام هستی من

فدای خاك زیر پای مهدی

پیش از قیام قائم علیه السلام پنج علامت و نشانه مهم در پیش خواهد بود

1جنبش و خروج یمنی

2خروج سفیانی

3صیحه اسمانی

4قتل نفس زكیه

5 فرورفتن زمین در بیداء


حیا


حیاء لباس اسلام است

از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است كه پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند اسلام عریان است و لباس اش شرم وحیا است و وفا به عهد زینت اوست . و عمل صالح و كردار شایسته جوان مردی اوست . و پایه و ستونش ورع و پرهیزكاری است. برای هر چیز پایه و اساسی است پایه و اساس اسلام . محبت به اهل بیت پیامبر صلی الله و علیه و اله و سلم است

سلمان فارسی می گوید اگر شخصی در گناه كردن به درجه طغیان برسد خداوند هلاكت او را اراده كند اول چیزی كه از او می گیرد حیا ء است


برزخ


تعلیم قران در قبر

از حفص بن غیاث روایت شده است كه گفت شنیدم حضرت صادق علیه السلام به مردی چنین فرمود ایا میل داری همواره در دنیا و باقی باشی ؟گفت اری فرمود چرا ؟گفت برای اینكه مكرر سوره مباركه قل هوالله احد را قرائت كنم حضرت اندكی تامل نمودند سپس فرمودند ای حفص هر كس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قران را نتواند بخواند در گور به او بیاموزند تا خداوند بدان درجه او را در بهشت بالا برد زیرا درجات بهشت به تعداد ایات قران بود و به قاری گفته می شود بخوان و بالا برو

اصول كافی ج2ص606


علامات ظهور منجی بشریت حضرت حجّت علیه السلام

علامات ظهور منجی بشریت حضرت حجّت علیه السلام :

آدم بدكار در آنچه آن را خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است.

اهل قرآن و دوستان آنها خوارند.

راه نیك بسته و راه بد باز است.

خانه كعبه تعطیل شده و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود.

انسان به زبان می‌گوید ولی عمل نمی‌كند.

مؤمن، خوار و ذلیل شمرده می‌شود.

بدعت و زنا آشكار شود.

از غدير تا عاشورا

با سلام

قال رسول الله  ص

الحق مع العلی و علی مع الحق

 حق با علی است و علی با حق



 

 

 
 
 

با سلام

پیامبر اسلام ص در اخرین  شفارشات خود به امت اسلام  چنین بیان می كنند كه

من  در میان شما دو چیزگرانبها می گذرام 

 حدیث ثقلین  قال رسول الله ص

همانا من در میان شما  دو چیز گرانبها به جای  میگذارم تا  زمانی كه به این دو چنگ بزنید هرگز بعد از من  گمراه  نخواهید شد 

كتاب الله و عترتی

 كتاب خدا و عترت و اهل بیت  پیامبر  و این دو هرگز از  هم  جدا  نخواهند  شد تا برسرحوض  كوض

 بر من وارد  شوند  پس بنگرید  با  این  دو چه خواهید  كرد

حدیث  ثقلین حدیثی  است صحیح و متواتر   و بیش از  34 تن  از صحابه  نقل كرده اند

و مورد  اتفاق  عامه و خاصه

طبق بیان حضرت قران و عترت تا روز قیامت  هرگز  از  هم جدا  نمیشوند

انسان اندیشمند و بی طرف در خصوص بر خورد  بعضی  صحابه و امت  اسلام با اهل بیت پیامبر  اگر  تحقیق كند  نتیچه  به كجا می انجامد

 چرا  دختر وحی بنت رسول الله  فاطمه   زهرا  را بین در و دیوار گذاشتن تا  محسنش سقط شود

 به چه علت فدك  فاطمه را غصب كردند  در حالی كه  فدك هدیه پیامبر به زهرا بود  غیر از این است  كه می خواستن

اهل بیت پیامبر را در  مضیقه مالی قرار دهند 

  چه زود  این فرمایش پیامبر را   فرمواش  كردند كه بود  پیامبر  فرموده بود

 رضایت  فاطمه   رضایت من است و رضایت من رضایت خداست

هر كس فاطمه را اذیت كند مرا اذیت كرده  و هر مرا اذیت كند  خدا از او راضی نیست  و غضب خدا را به همرا دارد

غضب فاطمه  غضب خداست

 پس ایا  كسانی كه دختر وحی  فاطمه را اذیت كردند  و بین در و دیوار گذاشتن و به همین علت از دنیا رحلت  نمود و قابل توچه

كسانی كه همچنان از بعضی در این خصوص دفاع می كنند كه نه قضیه چنین نبوده پس چرا  دختر وحی فاطمه در وصیتش

به پسر عمویش اقا حضرت علی ع می فرمایند  علی جان مرا شبانه دفن كن  چرا ؟

ایا از وصیت زهرا  س چنین به دست نمیاد اید كه دختر پیامبر از امت اسلام و عمل بعضی صحابه  و غاصبان منصب خلافت

راضی نبوده؟

پس چرا زهرای كه پیامبر ما این همه اوصاف و احترام برایش قایل بوده و غضب فاطمه  را

غضب خدا دانسته  چرا قبرش معلوم نیست  ایا پیامبر خدا این جوری  اهل بیتش را سفارش  كرده بود؟

 در نتیجه بعضی صحابه بعد ار رحلت  پیامبر  به خاطر دنیا طلبی  و قدرت طلبی  بصیرت خود را از دست دادند

و در نتیجه اخرت خود را هم از دست داده باعث  گمراهی عد ه ای  از مسلمانان شد ند

سوگوارى فاطمه زهرا (علیها السلام

سوگوارى فاطمه زهرا (علیها السلام)

هنگامى كه رسول خدا (علیه السلام) خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) و مصایب آن حضرت را به دخترش حضرت فاطمه (علیها السلام) داد، زهرا (علیها السلام) به شدّت گریست و آنگاه پرسید: این ماجرا چه زمانى اتّفاق خواهد افتاد؟

رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمود:
زمانى كه نه من باشم، نه تو و نه على
فاطمه
(علیها السلام) با شنیدن این سخن گریه اش شدیدترشد.
آنگاه رسول خدا وى را از برپایى
عزا و سوگوارى توسّط مردان و زنان امّت، بر شهداى كربلا و رنج هاى زنان اهل بیت (علیهم السلام) آگاه ساخت و پاداش این گریه ها را بیان فرمود.

 

بحارالانوار، ج 44، ص 292 (با تلخیص)

از غدير تا عاشورا

بحث در اینجا  در خصوص بعد غدیر تا عاشوراست بر امت اسلام چه شد كه نوه پیامبر را در دشت كربلا كشتن ؟ این همه صحابه كه ازشون تعریف می كنیم  بعد از غدیر چه كار كردن ؟ كجا بودن  چرا در كفن و دفن پیامبرشون حاضر نبودن به كجا رفته بودن     كه دل پیامبر را شكستن  و به خاطر دنیا طلبی  و حكومت كردن  جریان غدیر را به فراموشی سپردن  تا اهل بیت پیامبر  به انزوا كشیده شوند

ایا پیامبر  نه كفته بود  حسن و حسین  سرور جوانان اهل بهشتن ؟

 جناب هیوا ایا كفتار پیامبر را  به عنوان هدیث یا روایات  قبول دارید ؟ زیارت عاشوای امام حسین  از احادیث قدوسی  پیامبر هست  پس عزداری حسین  از سنت پیامبر هست چون خود پیامبر و دختش فاطمه زهرا و علی ع بر حسین گریه كردن

 چرا بعضی ها یك بام و دو هوا می كنند ؟بعضی از  فرمایشات پیامبر  كه  به سودشون باشه قبول می كنند  و بعضی كه به زیانشون باشه قبول نمی كنن

صحابه رسول خدا بعد از ایشان  چه كار كردن ؟ كه اهل بیت پیامبر  با وجود سفارشات خود نبی اسلام كه من دو چیز كرانبها در میان شما به امانت می گذارم  یكی قران و دیكری اهل بیتم   

ایا به سفارش پیامبر  صحابه عمل كردن ؟ اگر عمل كردن   چرا واقعه عاشورا پیش امد

ایا تاریخ اسلام را خوندی كه پیامبر اسلام با  اهل بیتش به مباهله با قوم نجرا ن رفت  و ایه  ای در خصوص اهل بیت پیامبر نازل شد ایا  فضیلت اهل بیت را  پیامبر با این كار ش  نمی خواست  بفهماند ؟چرا با دیگران نرفت

  در خصوص فضیلت اهل بیت  پیشنهاد می كنم  بروید بحث 7 و 8و 11 حقیر را مطالعه   كنید  در بحث فضیلت علی ع  كه اكثرا از منابع اهل سنت تهیه شده است

 

علي ع

برتری علی(ع) از پیامبران قبل از رسول(ص)

 

 

صمصعه بن صوحان از رجال بزرگ شیعه، سوالاتی از حضرت علی(ع) می‌پرسد.

 

صمصعه عرض کرد: مرا خبر دهید شما افضل هستید یا آدم؟

 

حضرت علی(ع) فرمود:

قبیح است که مرد خود را مدح و تعریف نماید، ولی از باب اینکه نعمت‌های خدادادی خود را نقل کنم، می‌گویم: من از آدم برترم.

 

عرض کرد: به چه دلیل؟

 

حضرت فرمود:

برای آدم(ع) همه قسم وسایل آرامش و راحتی فراهم بود و فقط از گندم منع شد، ولی او تبعیت نکرد و از آن خورد و از بهشت و جوار رحمت خارج شد.
اما خداوند مرا از خوردن گندم منع نفرمود، ولی من به میل خودم چون دنیا را قابل توجه نمی‌دانستم از آن نخوردم.

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا نوح؟

 

فرمود: من از نوح(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا شما افضل هستید؟

 

فرمود:

نوح(ع) قوم خود را به سوی خدا دعوت کرد ولی آنها تبعیت نکردند، بعلاوه اذیت و آزار بسیار به آن بزرگوار نمودند تا آنکه ایشان قوم خود را نفرین کرد.
اما من بعد از پیامبر(ص) با آن همه صدمات و اذیت‌های فراوانی که از این مردم کشیدم، آنها را نفرین نکردم و صبر کردم.

(چنان که در خطبه شقشقیه امام فرمود: صبر کردم در حالی که در چشم من خاشاک و در گلوی من استخوان بود.)

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا ابراهیم؟

 

فرمود: من از ابراهیم(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا...؟

 

فرمود:

ابراهیم(ع) عرض کرد پروردگارا به من بنما که چگونه مردگان را زنده می‌کنی، خداوند فرمود آیا باور نداری، عرض کرد آری باور دارم لیکن می‌خواهم به مشاهده آن دلم آرام گیرد.
اما ایمان من به جایی رسید که به یقین رسیدم و گفتم که اگر پرده‌ها کنار رود و حقیقت آشکار شود یقین من زیاد نخواهد شد.

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا موسی؟

 

فرمود: من از موسی(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا...؟

 

فرمود:

وقتی خداوند او را مأمور کرد که به دعوت فرعون برود، عرض کرد پروردگارا من از آنها یک نفر راکشته‌ام و می‌ترسم که به خونخواهی و کینه دیرینه مرا به قتل برسانند با این حال اگر از رسالت ناگریزم برادرم هارون را نیز که ناطقه‌اش از من فصیح‌تر است با من یار و شریک در کار رسالت فرما تا مرا تصدیق کند که می‌ترسم که فرعونیان مرا سخت تکذیب کنند.
اما من وقتی پیامبر(ص) از جانب خدا مأمورم کردند که بروم بالای خانه خدا آیات اول سوره برائت را برای کفار قریش بخوانم با آنکه کمتر کسی بود که برادر یا پدر یا یکی از خویشان خود را در جنگ از دست نداده باشد، ولی خوف نکردم و اطاعت امر نموده و مأموریت خود را انجام دادم.

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا عیسی؟

 

فرمود: من از عیسی(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا...؟

 

فرمود:

پس از آنکه مریم(س) بواسطه دمیدن جبرئیل در گریبان او به قدرت خدا حامله شد، همین که موقع وضع حمل رسید، وحی شد به مریم(س) که از این خانه مقدس بیرون شو، زیرا که این خانه محل عبادت است، نه زایشگاه و محل ولادت، لذا مریم بیرون شد و در میان صحرا پای نخل خشکیده عیسی(ع) به دنیا آمد.
اما وقتی مادرم فاطمه بنت اسد را درد زایمان گرفت در حالی‌که وسط مسجد الحرام بود متوسل شد و عرض کرد خدایا به حق این خانه و به حق کسی که این خانه را بنا کرده درد زایمان را بر من آسان کن، همان لحظه دیوار کعبه شکافته شد و مادرم فاطمه(س) با ندای غیبی دعوت به داخل خانه شد، مادرم وارد خانه کعبه شد و من به دنیا آمدم.

 

 

[منبع: کتاب شب‌های پیشاور]

 

اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

علي ع

علی نقطه باء بسم الله سوره حمد است

فرمودند : همه قرآن در سوره حمد جمع می شودو همه سوره حمد در بسم الله آن وهمه بسم الله آن در باء آن و من نقطه باء آن هستم.

با سلام
 انس بن مالك گفت: رسول خدا (ص) به ابو بكر و عمر فرمود: به سوى على بروید تا آنچه در این شب براى او روى داده بشما بگوید، و من هم پشت سر شما مى‏آیم، انس مى‏گوید: آن دو رفتند، و من هم با آنان رفتم، ابو بكر و عمر اذن خواستند، و على بسوى آنها آمده و گفت: اى ابو بكر چیزى رخ داده است؟ گفت: نه جز خیر چیزى حادث نشده است، است، پیامبر (ص) بمن و عمر فرمود: بسوى على بروید آنچه را كه در شبش روى داده بشما بگوید.
 پیامبر (ص) آمد و فرمود: اى على آنچه در شبت براى تو رخ داده براى اینها بیان كن، گفت: اى رسول خدا شرم دارم، فرمود: بر ایشان بگو زیرا خدا از بیان حق خجالت نمى‏كشد، پس على گفت: آن شب براى غسل كردن دنبال آب بودم، صبح شد، ترسیدم كه نمازم فوت شود، حسن را بسوئى دنبال آب فرستاده و حسین را بسوى دیگر، دیر كردند و این كار مرا اندوهگین ساخت، ناگاه دیدم سقف شكافته شد و سطلى از آن شكاف به پائین آمد كه با دستمالى پوشید بود، هنگامى كه در پیش من بزمین گذاشته شد دستمال را از رویش برداشتم آن وقت دیدم در او آب هست، براى نماز غسل كرده و نماز خواندم، سپس سطل و دستمال از همان شكاف بسوى آسمان كشیده شد، و سقف بهم پیوست، پیامبر (ص) بعلى فرمود: اما سطل از بهشت، و آب از نهر كوثر، و دستمال از دیباى بهشت بود، اى على كى همانند تو است در آن شب كه جبرئیل خادمش باشد.  « مناقب الإمام علی علیه السلام-ترجمه مرعشى نجفى، ص: 113و 114 »

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان

 
 
 

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان

- می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم!‌ اما چگونه؟!... من یك جوان هستم! یك جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یك جوان با شور و نشاط خاص این دوران كه به خنده و تفریح، به شور و احساسات نیاز دارد و به الگویی كه مرا به شور آورد!

- با تمام این حرفها، باز هم بهترین الگو برای تو و برای همه،‌مولای متقیان است: و بخصوص جوانی شان!

- جوانی حضرت علی (ع) ؟!

الگو گرفتن یك الگو

- بله ! خود امیرالمؤمنین هم در جوانی شان، الگو داشته اند. الگویشان هم پیامبر بوده است. علی (ع) از شش سالگی همراه و همراز پیامبر و در خانه ایشان زندگی می كرده اند و در همه امور زندگی شان، حتی جزیی ترین مسائل هم به پیامبر اقتدا می نمودند. یعنی خود ایشان هم از یك انسان كامل و والای دیگر، الگو می گرفته اند.

- اما چگونه ؟!

- پیامبر اكرم (ص) و علی (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خویشان، دعوت عمومی در خانه خدا و حتی سفرهای تبلیغی پیامبر. علی (ع) همیشه اول صبح به دیدار پیامبر می رفت و آنگاه یكدیگر را شاداب ودر آغوش می كشیدند و احوال هم را می پرسیدند. آندو بزرگوار اوقات زیادی از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش می پرداختند و گاه علی (ع) خالصانه عرق از پیشانی پیامبر (ص) پاك می كرد و ا یشان نیز صمیمانه از او تشكر می نمود.

علی (ع) خود در این باره می فرمایند : ((پیامبر (ص) مرا در دامن خود پرورید. من كودك بودم، پیامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش می فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جای می داد... هرگز نیافت كه من دروغی بگویم و در كردار من اشتباهی رخ دهد. من همچون بچه شتری تازه كه پیوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او می رفتم. او هر روز نكته های تازه ای از اخلاق را برای من آشكار می ساخت. و مرا فرمان میداد كه در خط او حركت كنم. آن حضرت مدتی از سال در كوه حرا به سر می برد و كسی جز من او را نمی دید... من نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی خوش ودل انگیز نبوت را احساس می كردم.. موقعیتی كه من در محضر رسول الله داشتم برای هیچ كس نبود.))

- بسیار خوب!‌ تمام این حرفها درست! اما حضرت علی، پیامبر را می دیده اند، وجودشان را لمس می كرده و به ایشان اقتدا می كرده اند اما من چه؟! من كه حضرت علی را نمی بینم، چگونه         می توانم از ایشان الگو بگیریم؟!

- تاریخ كه روح، افعال و رفتار امیرالمؤمنین را دیده و نقل كرده است. از او استفاده كن! از دیدگان تاریخ!

- آری! مگر تو نمی گفتی الگویی می خواهی كه تو را به شور بیاورد. آنچه می تواند یك جوان را به شور بیاورد، دیدن حماسه آفرینی ها و شورمندی های كسی است كه به او علاقمند است. حال چه كس دیگری را سراغ داری كه به اندازه امیرالمؤمنین ، حماسه آفریده باشد. در همان كودكی كه مصادف بود با آغاز بعثت پیامبر، كودكانی كه به تحریك مشركان،‌پیامبر را آزار می دادند و سنگ می پراندند، با شجاعت از اطراف پیامبر دور می كرد. چه كسی ، شب را در بستری پر خطر بجای دیگری،بجای محبوبش خوابیده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترین شب عمرش یاد كرده است؟ مگر رشادتهای امیرالمؤمنین را در جنگ بدر نشنیده ای؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخین نیمی از كشته شدگان این جنگ با ضرب شمشیر علی (ع) از پای در آمده بودند. می دانی در جنگ احد زمانیكه علی (ع) 26 سال داشت،انجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشكر دشمن را بهخاك انداخت و بعد هم هنگامی كه پیامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت می چرخید و از وجود مباركشان محافظت می كرد همه مردم چه ندایی را از آسمان شنیدند:

  ((لا فتی الا علی،‌ لا سیف الا ذوالفقار))

((علی از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشیرها برنده تر))

- اما جنگ خندق و شجاعت بی همتای علی (ع) و داوطلب شدن ایشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود یكی از نیرومندترین مردان عرب آری همانجا بود كه پیامبر به واسطه اخلاص علی (ع) در این مقابله بی نظیر فرمود :

(( ضربه علی یوم الخندق، افضل من عباده الثقلین))

به راستی كه چنین حمله ای در وصف هیچ دلیر مرد دیگری بیان نشده! در آن زمان امیرالمؤمنین 28 سال بیشتر نداشت!

در جنگ خیبر نیز هنگامیكه تمام مردان با تجربه و جنگ دیده سپاه اسلام، شكست خورده بازگشتند، علی (ع) به میدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خیبر آن پیروزی بزرگ را برای اسلام به ارمغان آورد.

به راستی كه هیچ جوان دیگری،‌ چنین جوانی پرشور و هیجان انگیزی نداشته است.

همه مردان بزرگ تاریخ بشریت و پیشاپیش همه آنان علی (ع) در دوران جوانی از رموز موفقیت خود بهره برده، راههای پرپیچ و خم آن را با درخشندگی پشت سر نهاده،  توانسته اند كارهای بزرگی را به انجام رسانند.

تفریح و شادی علی (ع)

- می دانی ای دوست عزیز: من هم حرفهای تو را می پذیرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشی از زندگی انسان است. جیزهای دیگری هم هستند كه آدمی باید به آنها هم توجه كند. الگوی كامل، باید در آن زمینه ها هم حرف برای گفتن داشته باشد. اینطور نیست؟

- حتماً همینطور است. و من به تو می گویم كه امیرالمؤمنین در آن موارد هم، الگویی قابل قبول و كامل ارایه می دهد. آخر تو درباره زندگی امیرالمؤمنین چه فكر كرده ای؟

فكر می كنی تمام زندگی حضرت علی (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

 

- یعنی اینطور نبوده است؟!

- نه كه نبوده است! حضرت علی (ع)، مردی خوش رو و خندان بوده اند. همیشه تبسم خوش آیندی بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد می كرده است. ایشان تفریح هم می كرده اند. منتها تفریح در دیدگاه علی (ع) ولگردی و اتلاف وقت یا روز را به شب رساندن نبود.

- پس تفریح علی (ع) چگونه بود ؟

علی (ع) كار را تفریح می دانست.

تفریح او را، مسافرت، كمك به دیگران، تحصیل و تدریس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگریستن به طبیعت و ورزش تشكیل می داد. پرداختن به ورزشهای شمشیربازی، پرتاب نیزه، اسب سواری، كشتی، وزنه برداری و شركت در مسابقات ورزشی هم برای ایشان جنبه تفریح داشته است.

- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دلیل همین دیدگاه امیرالمؤمنین نسبت به تفریح و زندگی بوده است كه اگر سرتاسر زندگی شان را مرور كنیم،‌ لحظه ای توقف و سكون در آن نمی یابیم. گویی حتی یك لحظه هم با لحظه قبلی شان مشابه نبوده است. و درست به دلیل همین دیدگاه بود كه شوخی و خنده هم در سیره مولای متقیان، شكل دیگری داشت.

- مگر شوخی و خنده علی (ع) چگونه بود؟

امیرالمؤمنین اهل شوخی و مزاح بود، اما نه شوخی های زننده و بی مزه! بلكه مزاح های معنادار و آموزنده!

هرگاه كه یكی از یاران و دوستانش را غمگین و گرفته می دید، با شوخی او را خوشحال می كرد تا اندكی از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اینكه، شادی علی (ع) هنگامی بود كه یك كافر، مسلمان می شد. جنگی به پیروزی ختم می شد، غذایی به فقیر می رساند، دل غمدیده ای را شاد می كرد،‌مشكلی را از كسی مرتفع می كرد و كودك یتیمی را ذوق زده می نمود. نكته دیگر هم این بود كه مولای متقیان در شوخی هایش مراقب و محافظ حدود شرعی بود تا حتی به شوخی دروغ نگوید،‌ دل مؤمنی را نشكند یا با زن و دختر نامحرمی، شوخی ننماید.

علی و ارتباط با زنان و دختران

- به طور مثال همین چگونگی ارتباط داشتن با زنها و دخترهای نامحرم در جامعه، یكی از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اینكه نه الگوی مناسبی در مورد آ‌ن ارائه شده و نه دیدگاه دین در مورد آن به خوبی مشخص و تبیین شده است. تازه، تندروی ها و كج رویهای گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

اگر به سیره امیرالمؤمنین دقت كنی،‌می بینی كه حضرت علی (ع) در سنین جوانی با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسی می نمود ولی با دختران و زنان جوان نه! حتی سلام هم نمی كرد. در حالیكه پیامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسی می كردند. چون زمانی كه علی (ع) 20 ساله و درعنفوان جوانی چنین عمل می نمود، پیامبر اكرم (ص) قریب 50 سال از عمر شریفشان می گذشت بنابراین از آنجا كه احتمال پیش آمدن گناه دست كم برای طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علی (ع) این تربیت شده مكتب پیامبر به عنوان یك جوان سعی داشت مسائل ارتباطی و حدود بین دختر و پسر یا به عبارتی زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنین آن حضرت مبرا و پاكیزه از هر گونه آلودگی بود.

از طرفی پیامبر سه دختر جوان به نامهای زینب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علی (ع) با اینكه از كودكی به این خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در این رفت و آمدها نهایت دقت را به عمل می آوردند. در حالیكه همین علی (ع) در دوران خلافتش، وقتی كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهیدی را نیازمند كمك دید، به یاری او شتافت.

 

پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چیزی كه بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد

نیت و انگیزه طرفین و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ین ارتباط برای هر دو نفر است!

یاری رساندن به نیازمند و در طلب رضای خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و لیكن این سیره جدای از بهانه جویی برای آشنایی و استمتاعات و لذت جویی و هرگونه آلودگی دیگر است.

به راستی كه كسی چون حضرت علی (ع)، در سنین جوانی اش و در ریزترین حركات و رفتارهایش بهترین الگوی نسل جوان ماست.

 

 


تاریخ آخرین ویرایش:- -



ذکرهای ایام هفته  هر کدام در هر روز صد مرتبه

 ذکرهای ایام هفته  هر کدام در هر روز صد مرتبه

شنبه        یا رب العالمین

یکشنبه       یا ذوالجلا والاکرام

دوشنبه   یا قاضی الحاجات

سه شنبه    یا ارحم الراحمین

چهار شنبه    یاحی و یا قیوم

پنچ شنبه        لا اله الا الله ملک الحق المبین       

جمعه           صلواه                 

روایت از امام صادق و باقر ع  است که فرمودند

اعمال شخص در میزان  گذاشته می شود

پس  سبک باشد  میزانش پس بیرون اوردند  صلواه را و بگذارند  در میزانش پس سنگین شود

ثواب الاعمال 

ذکر تسبیح  حضرت  زهرا   ع

ذکر تسبیح  حضرت  زهرا   ع

 

بعد از هر نمازی  بسیار  سفارش  شده است

 

 و دارای  فضایل  فراوانی است

امام  صادق ع  فرمودند 

 هر که این تسبیح را بعد از  نماز بگوید  پیش از ان که پاها یش را از 

حالت نماز  بگرداند  امرزیده  شود  و بهشت  بر او  واجب  گردد و نزد

  خدا  از ان که هزار رکعت  نماز  بگزارد  در هر روزی بهتر از  است  

 و ان  بعد از هر نماز بلافاصله  34 مرتبه  الله اکبر  33 مرتبه الحمدلله

33 مرتبه سبحان الله

منبع دو هزار و یک ختم  ص 309

نوری