مىفرماید: «انك لعلى خلق عظیم»; (2) اى پیامبر!
تو بر اخلاقى عظیم استوار هستى.
نیز مىفرماید: «محمد رسولالله و الذین معه اشداو على الكفاررحماء بینهم. »
(3) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت
و در میان خود مهربانند.
محققان، تاریخ نویسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرتمحمد(ص) سخن گفتهاند.
اما ائمه علیهم السلام با نگاهى ژرف و دقیق سیماى آن شخصیتبىنظیر و در یكتاى
عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفى زندگى،مبارزات و آموزههاى آن حضرت پرداختند.
در این نوشتار بر آنیم تا گوشه هایى از زندگى و شخصیتحضرتمحمد(ص) را از نگاه
امام صادق(ع) به تماشا بنشینیم.
تولد نور
امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پیامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال
مرا از درخشندگى نور خودش آفرید (4) نیز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب
به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از این كه آسمانها، زمین، عرش و دریا راخلق كنم
. نور تو و على را آفریدم...». (5)
ثقهالاسلام كلینى(ره) مىنویسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادتحضرت رسول اكرم(ص)
فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پیامبر)بود. یكى از آن دو به دیگرى گفت: آیا مىبینى
آنچه را منمىبینم؟
دیگرى گفت: چه مىبینى؟ او گفت: این نور ساطع كه ما بین مشرق ومغرب را فرا گرفته است!
در همین حال، ابوطالب(ع) وارد شد و بهآنها گفت:
چرا در شگفتید؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مىخواهى بشارتى به
تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:
از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى این نوزاد، خواهد بود (6)
نامهاى پیامبر
كلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مىگوید: امام صادق(ع) از منپرسید: در قرآن چند نام
از نامهاى پیامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟
گفتم: دو یا سه نام.
امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نامهاى پیامبر اكرم در قرآنآمده است: محمد، احمد،
عبدالله، طه، یس، نون، مزمل، مدثر، رسولو ذكر.
سپس آن حضرت براى هر اسمى آیهاى تلاوت فرمود. نیز فرمود:
«ذكر» یكى از نامهاى محمد(ص) است و ما (اهلبیت) «اهل ذكر»هستیم. كلبى!
هر چه مىخواهى از ما سؤال كن.
كلبى مىگوید: (از ابهت صادق آل محمد(ع» به خدا سوگند! تمامقرآن را فراموش كردم
و یك حرف به یادم نیامد تا سؤال كنم. (7)
برخى چهارصد نام و لقب پیامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمردهاند. (8)
عظمت نام محمد(ص)
جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونهاى بود كه هر گاهنام مبارك
حضرت محمد(ص) به میان مىآمد، عظمت و كمال رسولخدا(ص) چنان در وى تاثیر مىگذاشت
، كه رنگ چهرهاش گاهى سبز وگاهى زرد مىشد، به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى
دوستان نیزنا آشنا مىنمود. (9)
امام صادق(ع) گاهى بعد از شنیدن نام پیامبر(ص) مىفرمود: جانمبه فدایش.
اباهارون مىگوید: روزى به حضور امام صادق(ع) شرفیابشدم. آن حضرت فرمود:
اباهارون! چند روزى است كه تو را ندیدهام.
عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود:
خدا او را براى تو مبارك گرداند چه نامى براى او انتخابكردهاى؟ گفتم: او را محمد نامیدهام.
امام صادق(ع) تا نام محمد را شنید (به احترام آن حضرت) صورتمباركش را به طرف
زمین خم كرد، نزدیك بود گونههاى مباركش بهزمین بخورد.
آن حضرت زیرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم
و جمیع اهل زمین فداى رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! كتك نزن! بدى به او نرسان
! بدان! در روى زمینخانهاى نیست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر این كه
آنخانه در تمام ایام مبارك خواهد بود.
سیماى محمد(ص) (10)
امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائىاش، «هند بن ابىهاله» (11) كه
در توصیف چهره پیامبر(ص) مهارت داشت، در خواستنمود تا سیماى دل آراى
خاتم پیامبران(ص) را براى وى توصیفنماید. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «
رسول خدا(ص) در دیدههابا عظمت مىنمود، در سینهها مهابتش وجود داشت .
قامتش رسا، مویشنه پیچیده و نه افتاده، رنگش سفید و روشن، پیشانیش گشاده
،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بینى برآمدگىداشت، ریشش انبوه،
سیاهى چشمش شدید، گونه هایش نرم و كمگوشت.دندان هایش باریك و اندامش
معتدل بود. آن حضرت هنگام راهرفتن با وقار حركت مىكرد. وقتى به چیزى توجه مىكرد
به طور عمیقبه آن مىنگریست، به مردم خیره نمىشد، به هر كس مىرسید
سلاممىكرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.
براى از دست دادن امور دنیایى خشمگین نمىشد. براى خدا چنان غضبمىنمود
كه كسى او را نمىشناخت. اكثر خندیدن آن حضرت تبسم بود،برترین مردم نزد وى
كسى بود كه، بیشتر مواسات و احسان و یارىمردم نماید...» (12)
سعدى با الهام از روایات، در اشعار زیبایى آن حضرت را چنینتوصیف نمود:
ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نروید به اعتدال محمد قدر فلك را كمال ومنزلتى نیست
در نظر قدر با كمال محمد وعده دیدار هر كسى به قیامت
لیله اسرى شب وصال محمد آدم و نوح و خلیل و موسى وعیسى آمده مجموع در ظلال محمد
عرصه گیتى مجال همت او نیست روز قیامت نگر مجال محمد
و آنهمه پیرایه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند بلال محمد شمس
و قمر در زمین حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمین خواهد
آسمان كه بیفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب دید جمالش خواب
نمیگیرد از خیال محمد سعدى اگر عاشقى كنى
و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد (13)
اوصاف پیامبر در تورات و انجیل
خداوند متعال در وصف پیامبر(ص) فرمود:«الذین ءاتینهم الكتبیعرفونه كما یعرفون
ابناءهم و ان فریقا منهم لیكتمون الحق و همیعلمون» (14)
كسانى كه كتاب آسمانى به آنان دادیم، او را همچون فرزندان خودمىشناسند;
(ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مىكنند.
امام صادق(ع) فرمود:«یعرفونه كما یعرفون ابناءهم» زیراخداوند متعال در تورات
و انجیل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنین توصیف نمود:
«محمد رسولالله و الذینمعه اشداء على الكفار رحماء بینهم...»
محمد(ص) فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفارسرسخت و شدید
و در میان خود مهربانند. پیوسته آنها را در حالركوع و سجود مىبینى، در حالى كه
همواره فضل خدا و رضاى او راطلبند. نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است.
این،توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است... . (15)
امام صادق(ع) فرمود: این، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجیل است.
زمانى كه خداوند پیامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوثنمود اهل كتاب (یهود و نصارى)
او را شناختند اما نسبتبه اوكفر ورزیدند، همان گونه كه خداوند متعال فرمود:
«فلما جاءهمما عرجوا كفروا به» (16) هنگامى كه این پیامبر نزد آنها آمد كه(از قبل)
او را شناخته بودند، به او كافر شدند. (17)
خداوند متعال در قرآن كریم، در وصف پیامبر(ص) مىفرماید: «و ماارسلناك الا رحمه للعالمین» (18)
ما تو را جز براى رحمت جهانیاننفرستادیم. قرآن نیز مىفرماید:اشداء على الكفار رحماءبینهم...»،
در برابر كفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. این دوچگونه با هم جمع مىشوند؟
توجه به این آیه براى طرفدارى اندیشه تسامح و تساهل ضرورى است.
آیا ممكن است كاملترین انسان، كه با كاملترین كتاب آسمانى براىهدایت تمام جهانیان
مبعوث گردیده است در مقابل دشمنان دین هیچعكس العملى جز مهربانى نداشته باشد؟!
براى اداره جامعه دینى و بقاى آن باید در مقابل دشمنان دینایستاد شدت عمل نسبتبه
كافران و مبارزه با آنها براى از بینبردن موانع هدایت عین رحمت است.
برترین مخلوق
حسین بن عبدالله مىگوید: به امام صادق(ع) عرض كردم: آیا رسولخدا(ص)
سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، اوسرور همه مخلوقات
خداوند بود. خدا هیچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نیافرید (19)
امام صادق(ع) در حدیث دیگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را بهمعراج بردند
جبرئیل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمىكرد.
پیامبر(ص) فرمود: جبرئیل، در چنین حالىمرا تنها مىگذارى؟! جبرئیل گفت:
تو برو. سوگند به خدا در جایىقدم گذاشتهاى كه هیچ بشرى قدم نگذاشته
و بیش از تو بشرى به آنجا راه نیافته است (20)
معمر بن راشد مىگوید: از امام صادق(ع) شنیدم كه فرمود: یك نفریهودى
خدمت رسول خدا(ص) رسید و به دقت او را نگریست.
پیامبر اكرم(ص) فرمود: اى یهودى! چه حاجتى دارى؟ یهودى گفت:
آیا تو برترى یا موسى بن عمران; آن پیامبرى كه خدا با او تكلمكرد و تورات
و انجیل را بر او نازل نمود، و به وسیله عصایشدریا را براى او شكافت
و به وسیله ابر بر او سایه افكند؟
پیامبر(ص) فرمود: خوش آیند نیست كه بنده خود ستایى كند ولكن
(در جوابت) مىگویم كه حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبهكند،
گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى»،خدایا!
به حق محمد و آل محمد از تو مىخواهم كه مرا عفو نمایى.
خداوند نیز توبهاش را پذیرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن
دردریا ترسید گفت «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجیتنى منالغرق»
; خدایا به حق محمد و آل محمد از تو در خواستمىكنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى.
خداوند نیز او را نجات داد.
حضرت ابراهیم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انى اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجیتنى منها»;
خدایا! به حق محمد و آل محمد ازتو مىخواهم كه مرا از آتش نجات دهى.
خداوند نیز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.
حضرت موسى(ع) وقتى عصایش را به زمین انداخت و در خود احساس ترسنمود گفت:
«اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتنى»;خدایا! به حق محمد و آل محمد
از تو در خواست مىنمایم كه مراایمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انك انتالاعلى» (21) نترس. مسلما تو برترى.
اى یهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مىكرد و بهمن و نبوت من ایمان نمىآورد.
ایمان و نبوتش هیچ نفعى به حال اونداشت.
اى یهودى! از ذریه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كهزمان خروجش عیسى بن مریم
براى یارى او فرود مىآید و پشتسر اونماز مىخواند. (22)
سیاستمدارى پیامبر(ص)
در عرف جهانى امروز «سیاست» را به معناى نیرنگ و دروغ براىكسب قدرت و سلطه بر
مردم تعریف مىكنند، اما «سیاست» در لغت،به معناى «اداره كردن امور مملكت و
حكومت كردن است». خداوندمتعال پیامبر خاتم(ص) جانشینان بر حق او، ائمه معصومین
را ازبهترین سیاستمداران شمرده است در زیارت جامعه، در وصف ائمهعلیهم السلام كه
پرورش یافتگان مكتب نبوتند، آمده است: «وساسهالعباد».
فضیل بن یسار مىگوید: از امام صادق(ع) شنیدم كه به بعضى ازاصحاب قیس ماصر فرمود:
خداوند عز و جل پیغمبرش را تربیتكرد و نیكو تربیت فرمود. چون تربیت او را تكمیل نمود، فرمود:
«انك لعلى خلق عظیم»; تو بر اخلاق عظیمى استوارى. سپس امر دینو امت را به
او واگذار نمود تا سیاست و اداره بندگانش را بهعهده بگیرد، سپس فرمود:
«ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكمعنه فانتهوا» (23)
، آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگیرید،(و اجرا كنید)
و از آنچه نهى كرد، خود دارى نمایید. رسولخدا(ص) استوار، موفق و موید به
روح القدس بود و نسبتبه سیاستو تدبیر خلق هیچ گونه لغزش و خطایى
نداشت و به آداب خدا تربیتشده بود،... . (24)
زهد و وارستگى
حضرت محمد(ص) هرگز نسبتبه دنیا و لذایذ زودگذر آن میلى نشاننداد و به آن،
توجهى نكرد. آن حضرت براى هدایت مردم و رساندنآنها به سعادت دنیا و آخرت
وارد عرصه سیاستشد.
امام صادق(ع) مىفرماید: روزى رسول خدا(ص) در حالى كه محزونبود، از منزل
خارج شد فرشتهاى بر او نازل شد، در حالى كه كلیدگنجهاى زمین را به همراه داشت.
فرشته گفت: اى محمد(ص)، اینكلیدهاى گنجهاى زمین است. پروردگارت مىفرماید:
این كلیدها رابگیر و در گنجهاى زمین را باز كن و آنچه مىخواهى از آن استفادهنما. بدون
این كه نزد من ذرهاى از آنها كم شود.
پیامبر(ص) فرمود: دنیا خانه كسى است كه خانه (واقعى) ندارد.
كسانى دور آن جمع مىشوند كه عقل ندارند.
فرشته گفت: به آن خدایى كه تو را به حق مبعوث نمود! وقتى درآسمان چهارم كلیدها
را تحویل مىگرفتم، همین سخن را از فرشتهدیگرى شنیدم. (25)
ابن سنان مىگوید: امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد پیامبر(ص) آمد،در حالى كه آن
حضرت روى حصیرى نشسته بود كه زبرى آن بر بدن آنحضرت اثر گذاشته بود، و بر
بالشى از لیف خرما تكیه نموده بود،كه بر گونههاى گلگونهاش نفوذ كرده بود. آن مرد
در حالى كهجاهاى اثر كرده را مسح مىنمود، گفت: كسرى و قیصر (پادشاهانایران و روم)
هرگز چنین راضى نمىشوند و بر حریر و دیبامىخوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدایى)
بر این حصیر!
پیامبر(ص) فرمود: به خدا من از آنها برتر و گرامىتر هستم. منكجا و دنیا كجا! مثال زورگذر بودن دنیا،
مثال شخصى است كه بردرختى سایه دار عبور مىكند، لحظه هایى از سایه درخت استفادهمىكند
و وقتى سایه تمام شد، از آن جا كوچ مىكند و درخت را رهامىكند. (26)
هیچ زمینهاى از زندگى پیامبر(ص) نیست، مگر این كه امام صادق(ع)در آن زمینه سخنانى با ارزش دارد.
به عنوان حسن ختام، به ذكر خطبهاى از آن حضرت در توصیفپیامبر(ص) اكتفا مىكنیم.
خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)
برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و كارهاىزشت مردم مانع نشود كه دوستترین و شریفترین پیغمبرانش، یعنىمحمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزیند.
محمد بن عبدالله(ص) در حریم عزت تولد یافت: در خاندان شرافتاقامت گزید،
حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بیانكردند و حكمیان در وصفش
اندیشه نمودند، او پاكدامنى بى نظیر،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مكه بود.
حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانتها و اخلاق نبوت سرشتهشده بود.
اوصاف خویشتن دارىهاى رسالتبر او مهر شده بود تا آنگاه كه مقدرات و قضا
و قدر الهى عمر او را به پایان رسانید وحكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت.
هر امتى، امتپس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش،
عبدالله، هر پدرى او را به پدر دیگر تحویل داداصل و نسبش به ناپاكى آمیخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروعپلید نگشت. ولادتش در بهترین طایفه، گرامىترین نواده (بنىهاشم)، شریفترین قبیله
(فاطمه مخزومیه) و محفوظترین شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترین دامن بود.
خدا او را برگزید، پسندید و انتخاب كرد سپس كلیدهاى دانش وسرچشمههاى
حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمتبربندگان و بهار جهانیان باشد.
خداوند كتابى را بر او نازل كرد، كه بیان و توضیح هر چیزى درآن است و آن را به
لغت عربى، بدون هیچ انحرافى قرار داد، بهامید این كه مردم پرهیزكار شوند. آن را
براى مردم بیان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دینش را آشكار ساخت و
واجباتىرا لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بیان كرد. آنهارا براى
مردم آشكار نمود و آنها را آگاه ساخت. آن حضرت در آنامور، راهنمایى به سوى
نجات و نشانههاى هدایتبه سوى خدامىباشد.
رسول خدا(ص) رسالتش را تبلیغ كرد، ماموریتش را آشكار ساخت،بارهاى
سنگین نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانید وبه خاطر پرورگارش
صبر كرد و در راهش جهاد نمود.
با برنامهها و انگیزههایى كه براى مردم پى ریزى نمود و منارههایى كه نشانههاى
آن را بر افراشت، براى امتش خیر خواهى كرد، وآنها را به سوى نجات و رستگارى
فرا خواند و به یاد خدا تشویق وبه راه هدایت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند
. آن حضرتنسبتبه مردم دلسوز و مهربان بود.
پى نوشتها:
1- حجر، آیه9. «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون»
2- قلم، آیه 4.
3- فتح، آیه29.
4- مصباح الشریعه، ترجمه زین العابدین كاظمى، ص126.«خلقنىالله من صفوه نوره...»
5- جلاء العیون. ص 11.
6- همان، ص36.
7- بحار الانوار، ج16، ص101.
8- مناقب، ج 1، ص 150.
9- سفینه البحار، ج 1، ص433.
10- بحار الانوار، ج17، ص 30،
11- هند بن ابى هاله، فرزند حضرت خدیجه(س) از شوهر قبلى اش بودكه در
خانه پیامبر اسلام رشد و نمو نمود.
12- بحار الانوار، ج16، ص 147148.
13- كلیات سعدى، فصل طیبات، ص533 532.
14- بقره، آیه146.
15- فتح، آیه29.
16- بقره، آیه89.
17- تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 138 و ج 5، ص77.
18- انبیاء، آیه107.
19- اصول كافى، ترجمه سید جواد مصطفوى، ج 2، ص 325.
20- همان، ص 321.
21- طه، آیه 68.
22- بحار الانوار، ج16، ص366. به نقل از جامع الاخبار،ص 98.
23- حشر، آیه7.
24-اصول كافى،ج 2 ص 5 و 6.
25-بحارالانوار،ج 16 ص 266.
26-بحارالانوار،ج 16 ص 282 و 283.
27-اصول كافى ج 2 332 و 333.
ماهنامه كوثر شماره 40