از غدير تا عاشورا

با سلام

قال رسول الله  ص

الحق مع العلی و علی مع الحق

 حق با علی است و علی با حق



 

 

 
 
 

با سلام

پیامبر اسلام ص در اخرین  شفارشات خود به امت اسلام  چنین بیان می كنند كه

من  در میان شما دو چیزگرانبها می گذرام 

 حدیث ثقلین  قال رسول الله ص

همانا من در میان شما  دو چیز گرانبها به جای  میگذارم تا  زمانی كه به این دو چنگ بزنید هرگز بعد از من  گمراه  نخواهید شد 

كتاب الله و عترتی

 كتاب خدا و عترت و اهل بیت  پیامبر  و این دو هرگز از  هم  جدا  نخواهند  شد تا برسرحوض  كوض

 بر من وارد  شوند  پس بنگرید  با  این  دو چه خواهید  كرد

حدیث  ثقلین حدیثی  است صحیح و متواتر   و بیش از  34 تن  از صحابه  نقل كرده اند

و مورد  اتفاق  عامه و خاصه

طبق بیان حضرت قران و عترت تا روز قیامت  هرگز  از  هم جدا  نمیشوند

انسان اندیشمند و بی طرف در خصوص بر خورد  بعضی  صحابه و امت  اسلام با اهل بیت پیامبر  اگر  تحقیق كند  نتیچه  به كجا می انجامد

 چرا  دختر وحی بنت رسول الله  فاطمه   زهرا  را بین در و دیوار گذاشتن تا  محسنش سقط شود

 به چه علت فدك  فاطمه را غصب كردند  در حالی كه  فدك هدیه پیامبر به زهرا بود  غیر از این است  كه می خواستن

اهل بیت پیامبر را در  مضیقه مالی قرار دهند 

  چه زود  این فرمایش پیامبر را   فرمواش  كردند كه بود  پیامبر  فرموده بود

 رضایت  فاطمه   رضایت من است و رضایت من رضایت خداست

هر كس فاطمه را اذیت كند مرا اذیت كرده  و هر مرا اذیت كند  خدا از او راضی نیست  و غضب خدا را به همرا دارد

غضب فاطمه  غضب خداست

 پس ایا  كسانی كه دختر وحی  فاطمه را اذیت كردند  و بین در و دیوار گذاشتن و به همین علت از دنیا رحلت  نمود و قابل توچه

كسانی كه همچنان از بعضی در این خصوص دفاع می كنند كه نه قضیه چنین نبوده پس چرا  دختر وحی فاطمه در وصیتش

به پسر عمویش اقا حضرت علی ع می فرمایند  علی جان مرا شبانه دفن كن  چرا ؟

ایا از وصیت زهرا  س چنین به دست نمیاد اید كه دختر پیامبر از امت اسلام و عمل بعضی صحابه  و غاصبان منصب خلافت

راضی نبوده؟

پس چرا زهرای كه پیامبر ما این همه اوصاف و احترام برایش قایل بوده و غضب فاطمه  را

غضب خدا دانسته  چرا قبرش معلوم نیست  ایا پیامبر خدا این جوری  اهل بیتش را سفارش  كرده بود؟

 در نتیجه بعضی صحابه بعد ار رحلت  پیامبر  به خاطر دنیا طلبی  و قدرت طلبی  بصیرت خود را از دست دادند

و در نتیجه اخرت خود را هم از دست داده باعث  گمراهی عد ه ای  از مسلمانان شد ند

محرم

 


1- سزاوار است كه حال دوستان آل محمد صل الله علیه و آله در دهه اول محرم تغییر نموده و در دل و سیماى خود، آثار اندوه و درد این مصیبتهاى بزرگ را آشكار نمایند.
2- خوب است كه مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشیدن و حتى خوابیدن و گفتن به دست مى آید، ترك نمایند و مانند كسى باشند كه پدر یا فرزند خود را از دست داده است .
3- خوب است كه روز تاسوعا و عاشورا، دیدار با برادران دینى را ترك كرده و آن روز را روز گریه و اندوه خود قرار دهند.
4- مستحب است كه در دهه اول محرم ، هر روز امام حسین علیه السلام را با زیارت عاشورا زیارت نمایند.
5- سزاوار است كه اگر مى توانند مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با نیتى خالص بر پا نمایند و اگر نمى توانند در مساجد یا منازل دوستانش به برپایى این مراسم كمك كنند.
6- شایسته است كه هر روز مقدارى از اوقات خود را در مكانهاى عمومى به عزادارى بپردازد.
7- مستحب است كه در آخر روز عاشورا، زیارت تسلیت را بخوانند.
8- یكى از اعمال مهم دهه اول ، دعاى اول ماه است و براى اینكه اول این ماه ، اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهاى قبل از وقت نیز تاءثیر خاصى در برآورده شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد؛ این دعا تاءثیر زیادى در سلامتى و دورى از آفات دینى و دنیایى آن سال و بهبودى حال و به دست آوردن نیكیها دارد.
9- بهتر است كه در شب اول ، بعضى از نمازهایى را كه در این شب وارد شده به مقدار حال و توانایى خود بخواند؛ حداقل دو ركعت نمازى را كه شامل حمد و یازده بار قل هو اللّه احد است را بخواند. بعد از آن ، دعایى را كه پیامبر صل الله علیه و آله بعد از این نماز خوانده است و در كتاب اقبال نقل شده را بخواند و فرداى آن روز را روزه بگیرد. در روایت آمده است كسى كه چنین عملى را انجام بدهد مانند كسى است كه به مدت یك سال كارهاى خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود.
10- مستحب است كه روز سوم را روزه بگیرد. در روایت آمده است : حضرت یوسف علیه السلام در این روز از چاه خارج شد. و اگر كسى این روز را روزه بگیرد، خداوند مشكل او را برطرف نموده و سختیها را بر او آسان مى نماید.

9- بهتر است كه در شب اول ، بعضى از نمازهایى را كه در این شب وارد شده به مقدار حال و توانایى خود بخواند؛ حداقل دو ركعت نمازى را كه شامل حمد و یازده بار قل هو اللّه احد است را بخواند. بعد از آن ، دعایى را كه پیامبر صل الله علیه و آله بعد از این نماز خوانده است و در كتاب اقبال نقل شده را بخواند و فرداى آن روز را روزه بگیرد. در روایت آمده است كسى كه چنین عملى را انجام بدهد مانند كسى است كه به مدت یك سال كارهاى خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود.
10- مستحب است كه روز سوم را روزه بگیرد. در روایت آمده است : حضرت یوسف علیه السلام در این روز از چاه خارج شد. و اگر كسى این روز را روزه بگیرد، خداوند مشكل او را برطرف نموده و سختیها را بر او آسان مى نماید.
11- روایت شده است : مستحب است كه انسان تمام ماه را روزه بگیرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روایت مخصوص داریم ، اما احتیاط این است كه روز عاشورا را روزه نگیرد ولى از خوردن و آشامیدن تا عصر خوددارى نماید و آنگاه چیزى بخورد یا بیاشامد؛ به جهت این كه امام حسین علیه السلام و یاران حضرت در عصر از غصه هاى این دنیاى پست رهایى یافتند.
12- از كارهایى مثل سرمه كشیدن و غیر آن ، بهتر است پرهیز شود.
13- مستحب است كه شب عاشورا تا صبح پیش قبر امام حسین علیه السلام بماند.
14- از شیخ مفید رحمة اللّه روایت شده است كه شب بیست و یكم محرم ، شب زفاف سرور تمام زنان جهان حضرت فاطمه علیه السلام است و به همین جهت روزه آن روز مستحب مى باشد.
15- مستحب است كه در آخر ماه محرم محاسبه نفس ، استغفار و دعا براى اصلاح حال ، صورت پذیرد.(3)
3- - ترجمه المراقبات

سوگوارى فاطمه زهرا (علیها السلام

سوگوارى فاطمه زهرا (علیها السلام)

هنگامى كه رسول خدا (علیه السلام) خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) و مصایب آن حضرت را به دخترش حضرت فاطمه (علیها السلام) داد، زهرا (علیها السلام) به شدّت گریست و آنگاه پرسید: این ماجرا چه زمانى اتّفاق خواهد افتاد؟

رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمود:
زمانى كه نه من باشم، نه تو و نه على
فاطمه
(علیها السلام) با شنیدن این سخن گریه اش شدیدترشد.
آنگاه رسول خدا وى را از برپایى
عزا و سوگوارى توسّط مردان و زنان امّت، بر شهداى كربلا و رنج هاى زنان اهل بیت (علیهم السلام) آگاه ساخت و پاداش این گریه ها را بیان فرمود.

 

بحارالانوار، ج 44، ص 292 (با تلخیص)

نماز با حال

با سلام

اگر حلال و حرام را مراعات كنیم  نمازمون بیشتر  تاثیر می گذارد

 در رو ایت داریم كه یه لقمه حرام  تا چهل روز در بدن  انسان اثرش می ماند  حلال و حرام را بیشتر مراعات كنیم 

 در این صورت است كه نماز معراج مومن خواهد بود

به ذكر های نماز و معناهایش توجه داشته باشیم كه چه می گویم  تا در حین نماز

ذهنمون  به جا های دیگر نرود

از غدير تا عاشورا

بحث در اینجا  در خصوص بعد غدیر تا عاشوراست بر امت اسلام چه شد كه نوه پیامبر را در دشت كربلا كشتن ؟ این همه صحابه كه ازشون تعریف می كنیم  بعد از غدیر چه كار كردن ؟ كجا بودن  چرا در كفن و دفن پیامبرشون حاضر نبودن به كجا رفته بودن     كه دل پیامبر را شكستن  و به خاطر دنیا طلبی  و حكومت كردن  جریان غدیر را به فراموشی سپردن  تا اهل بیت پیامبر  به انزوا كشیده شوند

ایا پیامبر  نه كفته بود  حسن و حسین  سرور جوانان اهل بهشتن ؟

 جناب هیوا ایا كفتار پیامبر را  به عنوان هدیث یا روایات  قبول دارید ؟ زیارت عاشوای امام حسین  از احادیث قدوسی  پیامبر هست  پس عزداری حسین  از سنت پیامبر هست چون خود پیامبر و دختش فاطمه زهرا و علی ع بر حسین گریه كردن

 چرا بعضی ها یك بام و دو هوا می كنند ؟بعضی از  فرمایشات پیامبر  كه  به سودشون باشه قبول می كنند  و بعضی كه به زیانشون باشه قبول نمی كنن

صحابه رسول خدا بعد از ایشان  چه كار كردن ؟ كه اهل بیت پیامبر  با وجود سفارشات خود نبی اسلام كه من دو چیز كرانبها در میان شما به امانت می گذارم  یكی قران و دیكری اهل بیتم   

ایا به سفارش پیامبر  صحابه عمل كردن ؟ اگر عمل كردن   چرا واقعه عاشورا پیش امد

ایا تاریخ اسلام را خوندی كه پیامبر اسلام با  اهل بیتش به مباهله با قوم نجرا ن رفت  و ایه  ای در خصوص اهل بیت پیامبر نازل شد ایا  فضیلت اهل بیت را  پیامبر با این كار ش  نمی خواست  بفهماند ؟چرا با دیگران نرفت

  در خصوص فضیلت اهل بیت  پیشنهاد می كنم  بروید بحث 7 و 8و 11 حقیر را مطالعه   كنید  در بحث فضیلت علی ع  كه اكثرا از منابع اهل سنت تهیه شده است

 

از غدير تا عاشورا

با سلام 
  امیر المؤمنین بر در خانه‏اش پیری دید دانست شیطانست با او كشتى گرفت و او را بخاك انداخت گفت: اى على از رویم بلند شو تا مژده‏ات دهم، برخاست از او فرمود: اى ملعون بچه مژده‏ام دهى گفت:
در روز قیامت حسن در سمت راست عرش است و حسین در سمت چپ عرش و به شیعیان خود گذرنامه از دوزخ دهند، و برخاست و بآن حضرت گفت بار دیگر با تو كشتى گیرم فرمود: آرى و امیر المؤمنین او را بخاك افكند.
گفت از رویم برخیز تا بتو مژده دهم برخاست و او گفت: چون خدا آدم را آفرید نژادش را از پشتش بمانند ذرّ بر آورد و از آنها پیمان گرفت، فرمود: من پروردگار شما نیستم؟ گفتند چرا و آنها را گواه خودشان ساخت و پیمان گرفت براى محمّد و پیمان ولایت تو را هم گرفت، تو چهره‏اى شناخته‏شده‏اى و روحت دانسته شده، كسى نگوید: تو را دوست دارم جز منش شناختم و كسى نگفت تو را دشمنم جز اینكه منش شناختم.
گفت: برخیز بار سوم با من كشتى بگیر و با او كشتى گرفت و او را بخاك افكند، گفت اى على مرا دشمن مدار و از رویم برخیز تا بتو مژده‏اى دهم فرمود:
آرى ولى از تو بیزارم و تو را لعن كنم، گفت بخدا اى پسر ابى طالب هیچ كس دشمن تو نباشد جز اینكه در رحم مادرش و در فرزندش شریكم، باو گفت: مگر قرآن نخواندى «وَ شارِكْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ» 64- الاسراء.    « آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج‏7، ص: 160 »

از غدير تا عاشورا

سلام

 چرا بعد از بر كشتن از حجه البلاغ اخرین حج پیامبر  حجی كه پیامبر امامت و جانشینی   امام علی را اعلام فرمودند   در اخرین روزهای عمر  شریف پیامبر  عد ه ای  از صحابه  پیامبر از دستور پیامبر  سر پیچی كردند  و به سپاه اسامه  نرفتن  ؟ سپاهی كه به دستور پیامبر  اماده میشد تا  به مناطقی از مرزهای از روم ان زمان برود  جرا بعضی از صحابه  مخصوصا افراد سر   شناس دستور پیامبر را ملغی كرده  به مدینه می امدنن  منظور این عده از صحابه  چی بوده ؟اینها چه جور مسلمان بوده كه از پیامبر اطاعت نمی كردنن؟چرا وقتی پیامبر از دنیا رحلت نمودنن  بعضی از صحابه در كفن و دفن   و به خاك سپاری پیامبر ص حاضر  نشدنن ؟چرا اخه؟ چرا ؟اینها كجا رفته بودنن ؟ دنبال چی بودن؟می خواستن چی كار كنن كه در  رحلت  پیامبر حاضر نبودنن به عمد ؟به نظر می رسه تیری كه حرمه  به كلوی علی اصغر  ع  ان طفل شش ماهه شلیك   كرد  ریشه اش در سقیفه نبود چرا بعضی از صحابه  با اهل بیت پیامبر مبارزه می كردنن علتش  چی بود  مگر پیامبر  امت اسلام را به مهربانی با اهل بیتش نه فرموده بودنن؟ بس چرا  بعضی صحابه  بر  خلاف   فرمایش پیامبر عمل می كردنن ؟ منظور این عده چی بود ایا غیر از  دنیا طلبی و قدرت طلبی  دنبال  چیز دیگری بودن  كه اهل بیت پیامبر   سد راه خود  دیده می خواسن از بین راه بردارن و به هدفشون برسن  كه همون دنیا طلبی و حكومت كردن باشه

علي ع

حضرت علي (عليه السلام) شخصيتي بزرگ و بي بديل است که در طول تاريخ همواره مورد مدح و ستايش بزرگان قرار گرفته و حتي  کساني که به امامت علي (عليه السلام) باور ندارند نيز ، او را در نوع خود يگانه و بي نظير مي دانند؛ مطلبي که پيش رو داريد نمونه‌اي است از گفتار انديشمندان غير مسلمان درباره علي (عليه السلام) ... :

"جبران خليل جبران" که از علماي بزرگ مسيحيت، مرد هنر و صاحب ذوق بديعي است لب به ستايش علي گشوده و چنين مي گويد: "به عقيده من علي بن ابيطالب (پس از پيامبر) نخستين مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خويش دميد و آهنگ آن را به گوش مردمي رسانيد که پيش از آن مانند آن را نشنيده بودند و در بين تاريکي‌هاي جاهليت از روش روشن او متحير ماندند؛ پس کسي که طريق علي را پسنديد به فطرت سليم بازگشت و آن که از باب خصومت وارد شد جاهيلت را ترجيح داد."جبران معتقد بود که: "دو طايفه شيفته روش علي بودند يکي خردمندان پاکدل و ديگري نيکو سرشتان با ذوق، علي بن ابيطالب شهيد عظمت خويش گشت او از دنيا رفت در حالي که نماز بر زبانش جاري و دلش از شوق خدا لبريز بود. مردم عرب، حقيقت مقام او را درک نکردند تا گروهي از مردم کشور همسايه آنها (ايران) برخاسته، اين گوهر گرانبها را از سنگ تشخيص داده و او را شناختند."

جبران اضافه مي کند که : "علي (عليه السلام) مانند پيغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصيرت و بينايي چون پيغمبران، مختص شهر ، بلد ، قوم ، زمان و مکان نبوده و شخصيتي بين المللي داشت."

جبران هميشه نام علي (عليه السلام) را در مجالس خاص و عام به زبان مي آورد ، تعظيم مي‌کرد و مي گفت علي از جهان رفت در حالي که هنوز رسالتش را به کمال، تبليغ نکرده بود

ایتام را دریابید !

ایتام را دریابید !

یتیم

اسلام به افرادی كه زمینه‌ی ظلم كردن به آن‌ها زیاد است ، توجه خاصی دارد . یكی از این موارد كه اسلام به آن توجه ویژه دارد ، یتیم است . در قرآن23 بار راجع به یتیم سفارش شده است .

 باید توجه کرد که یتیم نوازی فقط این نیست كه به او آب و نان بدهیم ، بلكه نکته ی اساسی احترام و اکرام یتیم است . « كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتیمَ »1، « فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ ؛ یتیم را نشكن » 2

 

قرآن و یتیمان

در قرآن مجید درباره ایتام آیات متعددی دیده می شود كه در پاره ای از آیات ، بی اعتنایی به یتیمان را علامت كفر و نفاق می شمارد و می فرماید :

«أَرَأَیْتَ الَّذِی یُكَذِّبُ بِالدِّینِ ، فَذلِكَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ ؛ آیا دیدی آن را كه دین و روز قیامت را دروغ می پندارد ، پس او كسی است كه یتیم را از خود می راند .»3

و در جای دیگر می فرماید :

«كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتِیمَ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكِینِ ؛ چنان نیست كه شما خیال می كنید بلكه شما یتیمان را گرامی نمی دارید و یكدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمی كنید .»4

بی اعتنایی به یتیمان را علامت كفر و نفاق می شمارد و می فرماید :

« أَرَأَیْتَ الَّذِی یُكَذِّبُ بِالدِّینِ ، فَذلِكَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ ؛  آیا دیدی آن را كه دین و روز قیامت را دروغ می پندارد ، پس او كسی است كه یتیم را از خود می راند»

ونیز می فرماید :

«لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكِینَ؛ نیكی(تنها) این نیست كه به هنگام نماز صورت خود را به سوی مشرق و مغرب كنید بلكه نیكوكار كسی است كه به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و كتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورد و مال خود را با تمام علاقه ای كه به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و از كارافتادگان وانفاق كند.»5

 

مفهوم یتیم

«یتیم» در اصل به معنای تنها و منفرد است و از یَتَمَ، یَتْیَمُ ، یُتماً و یَتماً می باشد و در افراد انسان، به انقطاع و جدایی كودك از پدر یا از دست دادن او ـ قبل از سن بلوغ ـ اطلاق می شود. 6

یتیم در اصطلاح مفسران نیز دارای معنای ویژه ای است ; چنان كه مرحوم علامه طباطبایی(رحمة الله) می گوید : « یتیم به كسی گفته می شود كه پدرش را از دست داده و این واژه برای شخصی كه مادرش مرده ، به كار نمی رود. 7

 

سرپرستی ایتام

دوستی با امام علی

قرآن كریم و پیشوایان معصوم- علیهم السلام- امر سرپرستی كودكان یتیم را از بهترین و پسندیده ترین امور به حساب می آورند. و مؤمنان را در این راستا راهنمایی و تشویق می نمایند، تا در جامعه یتیمی آواره نماند و در پناه مؤمنان نیازهای آن ها برطرف شود .

قرآن كریم می فرماید: «...یَسْـَلُونَكَ عَنِ الْیَتَـمَی قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَیْرٌ وَإِن تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ... ; از تو درباره یتیمان می پرسند ، بگو: اصلاح كار آنان بهتر است و اگر زندگی خود را با زندگی آنها بیامیزید، آنها برادران دینی شما هستند.» 8

از آیه یاد شده بر می آید كه بهترین محیط برای كودكان یتیم ، محیط طبیعی خانواده است و پیامبر اكرم(ص) جای دادن یتیم در منزل و تأمین نیازمندی های او را باعث قبولی اعمال در پیشگاه خداوند دانسته است. 9

در حدیث دیگری فرموده: «در خانه ای كه یتیم باشد، رحمت و بركت الهی در فضای آن خانه حاكم خواهد شد.» و باز می فرمایند: «من و سرپرست یتیم، در بهشت در كنار هم خواهیم بود.»10

حضرت علی(ع) می فرماید: «هر مرد و زن با ایمانی كه از روی مهربانی دست خود را روی سر یتیمی بكشد ، خدای متعال به عدد هر مویی كه دست خود را روی آن می گذارد، یك ثواب برای او می نویسد.»

اگر چه امروزه مؤسسات و كانون های یتیم نوازی در نقاط مختلف برقرار است ، ولی چنین مراكزی به خاطر شرایط حاكم بر آنها، به صفا و صمیمیت و گرمی خانواده نمی رسد ، چون اگر یتیمی در آغوش خانواده ای ایده آل پرورش یابد ، به مراتب بهتر از مربیان مؤسسات حمایت از ایتام ، به یتیم ها محبت می كنند . بدیهی است كه یتیم در میان خانواده ای كه او را به فرزند خواندگی قبول كرده اند می تواند با جامعه و اطرافیان ارتباط بهتری برقرار نماید .

 

شیوه های رفتاری با ایتام 

حضرت علی (ع) می فرماید: «هر مرد و زن با ایمانی كه از روی مهربانی دست خود را روی سر یتیمی بكشد ، خدای متعال به عدد هر مویی كه دست خود را روی آن می گذارد ، یك ثواب برای او می نویسد .»11

امام صادق (ع) فرمود : « من اراد ان یدخله الله عزّوجلَّ فی رحمته و یسكنه جنَّته فلیحسن خلقه ... و لیرحم الیتیم ؛ كسی كه بخواهد مشمول رحمت خداوند گردد و وارد بهشت شود... باید نسبت به یتیمان دلسوز و مهربان باشد .»12

 

ترفیع درجات و محو سیئات

امیرمؤمنان(ع) فرمود: «ما من مؤمن ولا مؤمنة یضع یده علی رأس یتیمٍ ترحّماً الّا كتب الله له بكلّ شعرة مرَّت یده علیها حسنة؛ هر مرد و زن با ایمانی كه از روی مهربانی دست خود را روی سر یتیمی بكشد خدای متعال به عدد هر مویی كه دست خود را روی آن می گذارد یك ثواب برای او می نویسد .»13

یتیم نوازی امام علی

هرچه کشت کنی، درو خواهی کرد

امیرالمومنین(ع) فرمود: « أَحْسِنُوا فِی عَقِبِ غَیْرِكُمْ تُحْفَظُوا فِی عَقِبِكُمْ» 14 اگر شما بچه‌ها و خانواده ی مردم را احترام كردید، خداوند هم كاری می‌كند كه مردم هم به خانواده ی شما احترام بگذارند. اگر كسی بچه‌های مردم را تحقیر كند، خداوند هم صحنه‌ای پیش می‌آورد كه بچه‌های او در تاریخ تحقیر شوند. این وعده را امیرالمومنین داده است .

رسول اکرم(ص) می فرمایند: «برای یتیم چون پدر مهربان باش و بدان که هر چه کشت کنی همان را درو خواهی کرد .»15

 

تنها مادیات مهم نیست !

قرآن می‌فرماید: «فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً»16 به این‌ها از رزق خدا بدهید. با این‌ها همیشه خوب حرف بزنید. گاهی افراد یك مقدار برنج و ... به فقیر می‌دهند اما این‌ها فایده‌ای ندارد. باید نشست و با بچه یتیم صحبت کرد. «قَوْلاً مَعْرُوفاً» تنها مساله‌ی مادیات مهم نیست. ما باید مساله‌ی عاطفی این بچه‌ها را حل كنیم . نباید بگذاریم كه احساس كمبود كنند. گاهی می‌بینیم كه یك فرد پولدار از دنیا می‌رود. مسلماً این بچه كه پدر خود را از دست داده است احتیاجی به پول ندارد. ما باید جای خالی عاطفی پدر را برای او پر كنیم .

 

احترام به یتیم مخصوص دین اسلام نیست!

قرآن می‌گوید: از یهودی‌ها هم پیمان گرفته بودیم كه به یتیم‌ها احترام بگذارند؛ «وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكِینِ؛ و به یاد آورید زمانی را كه از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم كه جز خداوند یگانه را نپرستید و نسبت به پدر و مادر و نزدیكان و یتیمان و بینوایان نیكی كنید .»17

امیرالمومنین(ع) فرمود: « أَحْسِنُوا فِی عَقِبِ غَیْرِكُمْ تُحْفَظُوا فِی عَقِبِكُمْ» اگرشما بچه‌ها و خانواده ی مردم را احترام كردید ، خداوند هم كاری می‌كند كه مردم هم به خانواده ی شما احترام بگذارند . اگر كسی بچه‌های مردم را تحقیر كند، خداوند هم صحنه‌ای پیش می‌آورد كه بچه‌های او در تاریخ تحقیر شوند . این وعده را امیرالمومنین داده است

کارگری دو پیغمبر گرسنه برای یتیم

حضرت موسی و خضر دو پیغمبر بزرگوار بودند. این دو نفر وارد یك منطقه‌ای شدند و نیاز به غذا داشتند. به مردم گفتند: به ما كمی غذا بدهید. این مردم به این دو پیغمبر غذا ندادند. اینها همینطور كه داشتند در روستا راه می‌رفتند، دیدند كه یك دیواری در حال كج شدن است. حضرت خضر گفت: موسی لباس هایت را در بیاور تا بنایی كنیم. گفت: برای این مردم نامرد كه یك تكه نان به ما ندادند، مجانی كارگری كنیم؟ موسی و خضر لباس هایشان را درآوردند و این دیوار را ساختند . موسی در آخر گفت : دلیلت از این كار چه بود؟ گفت: دلیلش این است كه یك مرد خوب از دنیا می‌رود. این مرد دو بچه دارد. او مقداری گنج و پول برای بچه‌های خود در زیر این دیوار پنهان كرده بود. اگر این دیوار می‌افتاد، پول‌ها پیدا می‌شد و بیگانه‌ها پول را می‌بردند و به این بچه‌های یتیم چیزی نمی‌رسید . این ارزش دارد كه ما برای حفظ مال یتیمان بنایی كنیم .

این قصه در سوره كهف آمده است . یعنی حفظ مال یتیم به قدری ارزش دارد كه دو پیغمبر گرسنه مجانی كارگری كنند.

قرآن می‌فرماید: « وَلا تَتَبَدَّلُوا الْخَبیثَ بِالطَّیِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‏ أَمْوالِكُمْ »18 اگر دو نوع برنج است ، یكی برای یتیم است و یكی برای خودمان ، این‌ها را مخلوط نكنیم . « وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‏ أَمْوالِكُمْ » اموال یتیمان را با مال خودتان مخلوط نكنید . مال یتیم را تصاحب نكنید . وقتی دیدید كه مال یتیم رشد كرده است به او برگردانید ؛« وَ ابْتَلُوا الْیَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ یَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقیراً فَلْیَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسیباً »19

«وَ ابْتَلُوا الْیَتامى» یتیم را آزمایش كنید. «فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً » اگر دیدید رشد اقتصادی دارد «فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ » اموالش را به او برگردان .

قرآن می‌فرماید: اگر كسی مال یتیم را بخورد «وَ لْیَخْشَ الَّذینَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدیداً »20 بداند که شکم خود را از آتش پر کرده و دیر یا زود مال او و فرزندانش خورده می شود .

 

فرآوری : زهرا اجلال – گروه دین و اندیشه تبیان


پی نوشت ها :

1- فجر / 17

2- ضحی / 8

3- ماعون / 1 و 2

4- فجر / 17 و 18

5- بقره / 177

6- مفردات الفاظ القرآن / راغب اصفهانى / ص 575 ، لغت نامه دهخدا / على اكبر دهخدا / ص 137

7- المیزان فى تفسیر القرآن / علامه سیدمحمد حسین طباطبایى / ج 1 / ص 219

8- بقره/ 220

9- مشكاه الانوار / ابى الفضل على الطبرسى / ص 291

10- تفسیر ابن كثیر / ابن كثیر / ج 4 / ص 544

11- ثواب الاعمال / ص237

12- امالی صدوق / صفحه 318 /  حدیث 15

13- ثواب الاعمال / صفحه 237

14- نهج البلاغه / حکمت 264

15- بحار / ج 77 / ص 171

16- نساء / 8

17- بقره / 83

18- نساء / 2

19- همان / 6

20- همان / 9

از غدير تا عاشورا

از غدیر تا عاشورا

عاشورا

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت.

آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سرباز کرد.

پیامبر، شاید سخن تازه ای نگفت، سرّ مکنونی را فاش نکرد و راز سر به مهری را نگشود.

آنچه را که به رمز و کنایه در اینجا و آنجا فرموده بود با جامهای شفاف صراحت به گوش تک تک مردمان ریخت، همه مردمان.

و این برای دشمن سنگین بود و شکننده.

ممکن بود«انت منّی بمنرلة هرون من موسی الا انّه لانبی بعدی» را که همه کس نشنیده بود، به تعبیری دیگرگونه قلب کرد.

از آن پس تاکنون و تا قیام قائم آل محمد آنچه تعدی و ستم بر اسلام و اسلامیان رفته و می رود، همه به دست نوادگان و اخلاف همان کودک انکاری است که در غدیر زاده شد.

سروده «انّ مثل اهل بیتی کسفینة نوح» را به آهنگی دیگر نواختن یا به بیغوله های فراموشی مقدور می نمود. اولین اسلام آورنده بودن علی را و اولین مأموم  پیامبر بودن او را پوشیده نگاه داشتن میسور می نمود.

لوح محفوظ، کتاب مبین، قرآن ناطق، امام مبین، رحمت واسعه و ... که همه را پیامبر به علی تعبیر کرده بود، می شد آنچنان در پرده تحریف پیچید، که نافذترین دقتها هم حتی دریافتشان را نتواند.

شان نزولی دیگرگونه جعل کردن بر سوره «هل اتی» که هدیه خداوند بود به علی و جبرئیل این هدیه را با بالهای امانت خود حمل کرده بود و پیامبر با دستهای عصمت خویش آن را بر قلب علی نشانده بود، محال به نظر نمی رسید و ... شاید می شد همه آنچه را که پیامبر امین خداوند در شءن علی سلام الله علیه فرموده بود، در پشت ابرهای نفاق و کینه و شرک پنهان کرد. لیکن این دم آخری در این حج واپسین، این کلام آخرین در حضور نمایندگان خواه و ناخواه تمامی مردم روی زمین انکار کردنی نبود. پوشیدنی و تحریف کردنی نبود.

روشن بیان کرده بود پیامبر به روشنای روز- به همان روشنی که دستها بر پشمها حایل می کردند که از تشعشع مستقیم آفتاب در امانش نگاه دارند.

اول از صداقت و امانت خویش پرسیده بود و همگان سر بر آستان صداقتش ساییده بودند.

و بعد اعتراف گرفته بود بر ولایت خویش، و همگان مقر آمده بودند که از خویش بر خویش اولی تر پیامبر است. پس از اثبات صریح و مکرر منزلت خویش در میان مردم، علی را بر گلدسته دست خویش نشاند و کلام آخر... اتمام و اکمال دین ... که:

آنچه من بر شما بوده ام، از این پس علی بر شماست.

هر که به کشتی نبوت من درآمده است، اینک در ساحل امامت علی پیاده شود وگرنه بی تردید غرقه می گردد. آمده بودم که از ظلمت وارهانمتان و اینک خورشید در دستهای علی است.

آمده بودم که از عذاب الهی بترسانمتان، بترسید از خیانت به علی.

آمده بودم که راه بهشت را بنمایمتان، پا جای پای علی بگذارید.

آمده بودم که دین را بیاورم، صراط مستقیم، صراط علی است، دین، علی است به تمامه. علی مظهر اَتَم واَکمل دین است. راه، با علی هدایت است و بی علی ضلالت.

سخن تمام و... نیز رسالت من.

«الیوم اکملت لکم دینکم...»

و این برای دشمن سنگین بود و شکننده، دشمن به اینجا رسید که:

تا غروب خورشید پیامبر، دندان بر جگر باید نهاد و در ظلمت فقدان او دست به کار استمرار شب می باید شد. و ... چنین شد.

لیکن شب به اراده شب پرستان نمی پاید و خدا جهان را بی روشنی، بی نور، بی خورشید، بی حجت رها نمی کند. پس چه باید کرد؟!

حال که وجود خورشید حجت ناگزیر است و لامحاله، و در روز روشن ولایت، از دیوار آگاهی مردم بالا نمی توان رفت و همت به سرقت گنج ایمانشان نمی توان گماشت، تنها دو کار می توان کرد:

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت. آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سرباز کرد.

یا خورشید را زندانی سکوت باید ساخت یا چشم و دل مردم را از نور فرو باید بست. مردم را کور باید کرد... و اگر این هر دو شد که غایت مطلوب است و نهایت مأمول.

و این هر دو شد، هم علی خانه نشین شد و هم پرده های سیاه جهل و کفر و نفاق، چشم دل مردم را پوشاند که این هر دو بی دیگری نمی شد.

اگر مردم زندانی جهل خویش نبودند، علی را به زندان انزوا تاب نمی آوردند و بالعکس اگر موجودیت اسلام تهدید نمی شد و علی را مجال شمشیر برافراشتن بود، هیچ پرده جهل و کفر و نفاقی بر هیچ چشم و دلی نادریده نمی ماند.

اما با این دو مصیبت عظمی- خانه نشینی خورشید و سیاه دلی مردم- اسلام غریب شد و آرام آرام آن دشنه ها که در کارگاه انکار غدیر، ساخته و پرداخته شده بود، از نیام خباثت درآمد و مهیای قتل آل الله شد. با اولین ضربه، عرش و فرش به لرزه درآمد، فرق امید شکافته گشت و خون یاس، محراب مظلومیت را پوشاند. با دومین ضربه، امام حسن و با سومین و چهارمین... امام حسین عصاره مظلومیت تاریخ به خون نشست و منکران غدیر و خفاشان ولایت گریز، حضور ممتد و مستمر شب را جشن گرفتند.

... و از آن پس تاکنون و تا قیام قائم آل محمد آنچه تعدی و ستم بر اسلام و اسلامیان رفته و می رود، همه به دست نوادگان و اخلاف همان کودک انکاری است که در غدیر زاده شد.

منبع:

شجاعی، سید مهدی، خدا کند تو بیایی

علي ع

برتری علی(ع) از پیامبران قبل از رسول(ص)

 

 

صمصعه بن صوحان از رجال بزرگ شیعه، سوالاتی از حضرت علی(ع) می‌پرسد.

 

صمصعه عرض کرد: مرا خبر دهید شما افضل هستید یا آدم؟

 

حضرت علی(ع) فرمود:

قبیح است که مرد خود را مدح و تعریف نماید، ولی از باب اینکه نعمت‌های خدادادی خود را نقل کنم، می‌گویم: من از آدم برترم.

 

عرض کرد: به چه دلیل؟

 

حضرت فرمود:

برای آدم(ع) همه قسم وسایل آرامش و راحتی فراهم بود و فقط از گندم منع شد، ولی او تبعیت نکرد و از آن خورد و از بهشت و جوار رحمت خارج شد.
اما خداوند مرا از خوردن گندم منع نفرمود، ولی من به میل خودم چون دنیا را قابل توجه نمی‌دانستم از آن نخوردم.

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا نوح؟

 

فرمود: من از نوح(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا شما افضل هستید؟

 

فرمود:

نوح(ع) قوم خود را به سوی خدا دعوت کرد ولی آنها تبعیت نکردند، بعلاوه اذیت و آزار بسیار به آن بزرگوار نمودند تا آنکه ایشان قوم خود را نفرین کرد.
اما من بعد از پیامبر(ص) با آن همه صدمات و اذیت‌های فراوانی که از این مردم کشیدم، آنها را نفرین نکردم و صبر کردم.

(چنان که در خطبه شقشقیه امام فرمود: صبر کردم در حالی که در چشم من خاشاک و در گلوی من استخوان بود.)

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا ابراهیم؟

 

فرمود: من از ابراهیم(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا...؟

 

فرمود:

ابراهیم(ع) عرض کرد پروردگارا به من بنما که چگونه مردگان را زنده می‌کنی، خداوند فرمود آیا باور نداری، عرض کرد آری باور دارم لیکن می‌خواهم به مشاهده آن دلم آرام گیرد.
اما ایمان من به جایی رسید که به یقین رسیدم و گفتم که اگر پرده‌ها کنار رود و حقیقت آشکار شود یقین من زیاد نخواهد شد.

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا موسی؟

 

فرمود: من از موسی(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا...؟

 

فرمود:

وقتی خداوند او را مأمور کرد که به دعوت فرعون برود، عرض کرد پروردگارا من از آنها یک نفر راکشته‌ام و می‌ترسم که به خونخواهی و کینه دیرینه مرا به قتل برسانند با این حال اگر از رسالت ناگریزم برادرم هارون را نیز که ناطقه‌اش از من فصیح‌تر است با من یار و شریک در کار رسالت فرما تا مرا تصدیق کند که می‌ترسم که فرعونیان مرا سخت تکذیب کنند.
اما من وقتی پیامبر(ص) از جانب خدا مأمورم کردند که بروم بالای خانه خدا آیات اول سوره برائت را برای کفار قریش بخوانم با آنکه کمتر کسی بود که برادر یا پدر یا یکی از خویشان خود را در جنگ از دست نداده باشد، ولی خوف نکردم و اطاعت امر نموده و مأموریت خود را انجام دادم.

 

عرض کرد: شما افضل هستید یا عیسی؟

 

فرمود: من از عیسی(ع) افضل هستم.

 

عرض کرد: چرا...؟

 

فرمود:

پس از آنکه مریم(س) بواسطه دمیدن جبرئیل در گریبان او به قدرت خدا حامله شد، همین که موقع وضع حمل رسید، وحی شد به مریم(س) که از این خانه مقدس بیرون شو، زیرا که این خانه محل عبادت است، نه زایشگاه و محل ولادت، لذا مریم بیرون شد و در میان صحرا پای نخل خشکیده عیسی(ع) به دنیا آمد.
اما وقتی مادرم فاطمه بنت اسد را درد زایمان گرفت در حالی‌که وسط مسجد الحرام بود متوسل شد و عرض کرد خدایا به حق این خانه و به حق کسی که این خانه را بنا کرده درد زایمان را بر من آسان کن، همان لحظه دیوار کعبه شکافته شد و مادرم فاطمه(س) با ندای غیبی دعوت به داخل خانه شد، مادرم وارد خانه کعبه شد و من به دنیا آمدم.

 

 

[منبع: کتاب شب‌های پیشاور]

 

اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

علي ع

علی نقطه باء بسم الله سوره حمد است

فرمودند : همه قرآن در سوره حمد جمع می شودو همه سوره حمد در بسم الله آن وهمه بسم الله آن در باء آن و من نقطه باء آن هستم.

سفارش پیامبر(ص) به حب علی(ع)

 

قال رسول الله(ص):

«یا ایها الناس اوصیکم بحب ذی قرباها أخی و بن عمی علی بن ابیطالب، فإنه لا یحبه الا مؤمن، و لا یبغضه الا منافق

«ای مردم شما را به دوستی اقرباء خودم برادر و پسرعمویم علی بن ابیطالب(ع) وصیت می‌کنم که او را تنها مومن دوست می‌دارد، و دشمن او بجز منافق نخواهد بود

 

قال رسول الله(ص):

«یا علی طوبی لمن أحبک و صدق بک، وویل لمن أبغضک و کذب بک

«ای علی(ع) خوشا بحال آن کس که تو را دوست دارد و تصدیقت کند، و وای بر کسی که تو را دشمن دارد و تکذیبت کند

 

عن عمار(رض) ان النبی(ص) قال:

«اوصی من امن بی و صدقنی من جمیع الناس بولایة علی بن ابیطالب، و قال: من تولاه فقد تولانی و من تولانی فقد تولی الله و من أبغضه فقد أبغضنی و من أبغضنی فقد أبغض الله عزوجل

از عمار(رض) روایت شده که پیامبر(ص) فرمود:

«به کسانی که به من ایمان آورده و تصدیقم کرده‌اید به ولایت علی بن ابیطالب(ع) سفارش می‌کنم، و فرمود: هر که او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس مرا دوست دارد خدا را دوستدار است، و هر که با او دشمنی کند با من دشمنی کرده و هر که با من دشمنی کند دشمن خداوند عزوجل است

 

قال رسول الله(ص):

«من احب ان یحیی حیاتی، و یموت مماتی، فلیتول علی بن ابیطالب من بعدی

«هرکس دوست دارد مانند من زندگی کند، و مانند من بمیرد، بعد از من علی بن ابیطالب(ع) را دوست بدارد

 

 

با سلام
 انس بن مالك گفت: رسول خدا (ص) به ابو بكر و عمر فرمود: به سوى على بروید تا آنچه در این شب براى او روى داده بشما بگوید، و من هم پشت سر شما مى‏آیم، انس مى‏گوید: آن دو رفتند، و من هم با آنان رفتم، ابو بكر و عمر اذن خواستند، و على بسوى آنها آمده و گفت: اى ابو بكر چیزى رخ داده است؟ گفت: نه جز خیر چیزى حادث نشده است، است، پیامبر (ص) بمن و عمر فرمود: بسوى على بروید آنچه را كه در شبش روى داده بشما بگوید.
 پیامبر (ص) آمد و فرمود: اى على آنچه در شبت براى تو رخ داده براى اینها بیان كن، گفت: اى رسول خدا شرم دارم، فرمود: بر ایشان بگو زیرا خدا از بیان حق خجالت نمى‏كشد، پس على گفت: آن شب براى غسل كردن دنبال آب بودم، صبح شد، ترسیدم كه نمازم فوت شود، حسن را بسوئى دنبال آب فرستاده و حسین را بسوى دیگر، دیر كردند و این كار مرا اندوهگین ساخت، ناگاه دیدم سقف شكافته شد و سطلى از آن شكاف به پائین آمد كه با دستمالى پوشید بود، هنگامى كه در پیش من بزمین گذاشته شد دستمال را از رویش برداشتم آن وقت دیدم در او آب هست، براى نماز غسل كرده و نماز خواندم، سپس سطل و دستمال از همان شكاف بسوى آسمان كشیده شد، و سقف بهم پیوست، پیامبر (ص) بعلى فرمود: اما سطل از بهشت، و آب از نهر كوثر، و دستمال از دیباى بهشت بود، اى على كى همانند تو است در آن شب كه جبرئیل خادمش باشد.  « مناقب الإمام علی علیه السلام-ترجمه مرعشى نجفى، ص: 113و 114 »

درباره مختارنامه


درباره مختارنامه

سلام

فیلم مختارنامه از جمله فیلم هایی هست که کاملا به نفع تشیع ساخته شده است و جواب از سوالات مقدر فراوانی را در دل خود دارد که جای تقدیر و تشکر دارد.

درمورد نشان دادن چهره حضرات معصومین در رسانه مباحث فراوانی مطرح شده از جمله آنها پایان نامه دوست عزیزم محمد رسولی نمرور از طلبه های قم هستند که برای کارشناسی ارشد شون تهیه کرده اند.

در ان پایان نامه ثابت می کنه که مقایسه تعزیه با تلویزیون کار درستی نیست هر کدام از انها المانهای خاص خودشان را دارند که قابل مقایسه نیستند به قولی سالبه به انتفاع موضوع هست و تعزیه بیشتر به کارهای برتولت برشت نزدیک هست و یا بعبارتی کارهای برشت شبیه تعزیه هست که اونجا نقش خوانها خودشان اعتراف می کنند که ما داریم نقش بازی می کنیم و معین البکا نیز به این کار کمک می کند. مثلا از یک تشت اب به عنوان فرات استفاده می شود و کسی هم اعتراض نمی کند در حالیکه در تلویزیون این کار خیلی مسخره به نظر می رسد و خیلی از کارها و اتفاقات غیره

ولی در تلویزیون همیشه بازیگر سعی دارد که به مخاطب بقبولاند که من واقعیت هستم و باید باور کنید که من همان هستم و اگه شما فکرکنید که اون بازی می کنه اون ضعف بازیگری دارد

البته تفاوت زیادی هست که یکی از اون تفاوت ها گفته شد

اینکه  ازکنار این قضیه  تصویر گری چهره انها در سینما و تلویزیون به سادگی رد شویم صحیح نیست علما هم در این مورد با احتیاط برخورد کرده اند و جواز با مشروط به

حفظ حرمت و حفظ قداست حضرات داده اند . که لاجرم تعهد به این عمل واقعا سخت است

دوم اینکه در رسانه بویژه در سینما و تلویزیون این اتفاق برای پیشوایان سایر ادیان نیز اتفاق افتاده است مثل فیلمهایی که برای

حضرت موسی ع و حضرت عیسی در ورژنهای مختلف ساخته شده است .و اینکه همیشه به خاطر ترس از خیر بعضی چیزها بگذریم به نظر صحیح نیست

این تجربه در سریال حضرت یوسف نیز افتاد که چهره حضرت یوسف ع به صورت رئال نشان داده شد

هر چند که در فیلم الرساله مصطفی عقاد یا همان فیلم حضرت محمد (ص) دوربین به جای پیامبر حرکت می کرد و پی و وی

حضرت را میدیدیم . و یا در کار قبلی همان کارگردان (داوود میرباقری ) چهره حضرت علی ع را نشان نمیداد

ولی بنظر من هم اگه با احتیاط این کار انجام بگیره اشکالی نداره ولی به شرط اینکه فرد ظاهر الصلاح و موجه این نقش را ایفا کند

و نقش  خوب انتخاب بشود مثلا برای مسلم ابن عقیل در این سریال چهره زیبای هاشمی انتخاب شده بود

ولی جثه بازیگر برای نقش مسلم کوچک بود چون در روایات امده که افراد را حتی به بامها پرت می کرد و به در و دیوار می کوفت

ولی در این سریال خوب پرداخت نشده بود

به هر حال امیدوارم از این همه سرمایه های کشورمون که در جاهای مختلف هزینه می شود یکی از مناسبت ترین جاها در راستای ترویج دین و شناساندن ان به دنیا ساختن چنین فیلم هایی و تقدیر از چنین کارگردان ها و هنرمندان هست

دست اقای میرباقری و سایر عوامل تولید که واقعا واقعا زحمت کشیده اون همه عوامل و اسباب و وسایل را تهیه وتولید کرده اند

درد نکنه