شاعر : امام خامنه ای
دلم قرار نمیگیرد از فغان بی تو * سپندوار ز کف داده ام عنان بی تو
ز تلخ کامی دوران ،نشددلم فارغ * زجام عشق لبی تر نكرد جان بی تو
چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلی * پر است سینه ام ز اندوه گرتن بی تو
نسیم صبح نمی آورد ترانه شوق * سر بهار ندارند بلبلان بی تو
لب از حكایت شب های تار می بندم * اگر امان دهم چشم خون فشان بی تو
چو شمع كشته ندارم شراره ای به زبان* نمی زند سخنم آتشی به جان بی تو
زبی دلی وخموشی چون نقش تصویرم * نمی گشایدم از بی خودی زبان بی تو
عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم * چو یادم آید از آن شكرین دهان بی تو
گزارش غم دل را مگر كنم چو "امین" * جدا ز خلق به محراب جمكران بی تو





+ نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 2:21 توسط نوری اهری رواسجان
|